گنجور

شمارهٔ ۲۸۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چون نخل تو از ناز گرانبار برآید

شمشاد ز جا، سرو ز رفتار برآید

دل می رود از سینه و پیکان تو باقی ست

رحم است بر آن یار که از یار برآید

شرمندهٔ عشقیم که بی چاره و تدبیر

آسان کند آن کار که دشوار برآید

از ناخن عشقم رگ جان زمزمه ساز است

بی زخمه صدا کی شود، از تار برآید؟

بگذار حزین از کف خود بادهٔ پندار

تا ساغرت از میکده سرشار برآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط