گنجور

شمارهٔ ۲۸۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید

پروانه از چراغان، مرغ از چمن برآید

گر طره برفشاند، آن عنبرین سلاسل

شوریده سر به بویش، مشک از ختن برآید

در هر زمین که گردد، میراب عشق، دهقان

گر خار و خس فشانی سرو و سمن برآید

همچون صدف به سینه، هر نکته را بپرور

گوهر نگشته حیف است، حرف از دهن برآید

دارم ز داغ حسرت، روشن مزار خود را

مانند شمع فانوس، آه از کفن برآید

چون برگ گل که آید، با آب جو ز گلشن

با اشک، پارهٔ دل، از چشم من برآید

احسان عشق با من افزون حزین از آنست

کز عهدهٔ بیانش، کام و دهن برآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام