گنجور

شمارهٔ ۲۶۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بار ستم یار، گران است و گران نیست

جانبازی عشاق، زیان است و زیان نیست

یارب چه شنیده ست ز اغیارکه امروز

با ما نگه یار همان است و همان نیست؟

حرفی ز دهانش به زبان است دهان کو؟

رازی ز میانش به زبان است و زبان نیست

بویی نه و رنگی ست به رخساره جهان را

درگلشن تصویر خزان است و خزان نیست

گردد به گلو بس که گره، سوخت نفس را

ما را سبق گریه روان است و روان نیست

سرگشته کوی تو شدند آبله پایان

این راه پر از سنگ نشان است و نشان نیست

پیداست حزین از نفست بوی محبت

در جیب تو این مشک نهان است و نهان نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان