گنجور

شمارهٔ ۲۶۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

آزادی ما از غم کونین کران داشت

مستی ز سبکباری ما رطل گران داشت

رسوای ازل در غم عشق تو چو صبحم

این چاک به صد بخیه نیاریم، نهان داشت

در پرده به تیر نگهم خستی و پیداست

هر پارهٔ این دل، ز خدنگ تو نشان داشت

زاهد تو چه دانی؟ ز حریفان مغان پرس

فیضی که شب جمعه و روز رمضان داشت

زین گوشه زندان به چه تدبیر برآییم؟

دل شد به دیار خود و ما را به ضمان داشت

از جام جم، افسانه مسنجید که ما را

هرکاسه که غم داد، شرابی به از آن داشت

افسرده حزین ، از چه کشی پای به دامن

در راه خرابات چه دیدی که زیان داشت؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور