گنجور

 
حزین لاهیجی
 

مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است

پیمانه بیارید که هنگام صبوح است

پیمانه مگو، چشمه ی جان پرور خضر است

در بحر پُر آشوب جهان کشتی نوح است

ما مفتی عشقیم بکش باده، حلال است

ما ناصح اوییم، اگر توبه نصوح است

افسرده دلان های، دماغی برسانید

تا بلبله هم نغمه مرغان صبوح است

از کلک حزین زمزمه ی عشق بیاموز

مطرب بزن این پرده که رامشگر روح است