ساقی بده آن باده که خورشید صبوح است
راحت سبب روح دل و راحت روح است
توفان بلا گرد جهان موج بر آورد
می خور چه خوری غم که قدح کشتی نوح است
عهدیست که کردم به خدا توبه ز توبه
ناصح چه زنی طعنه که این توبه نصوح است
بر دیدهٔ ما باب سعادت بگشاید
خاک در میخانه که مفتاح فتوح است
ناصر به قصاص دل خود خون لبت خورد
دل را ز لب تو که بخوردست چه روح است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که شراب بدهد، زیرا این شراب به نوعی آرامش و راحتی برای روحش به ارمغان میآورد. او به طوفان بلا اشاره میکند که دنیا را تحت تأثیر قرار داده و به همین خاطر از خورشید صبوحی که نماد روشنی و شادی است، میخواهد که غم را فراموش کند. شاعر همچنین بیان میکند که علیرغم توبهاش، دوباره به سمت قدح باز میگردد و توبه خود را واقعی میداند. او بر این باور است که میخانه و خمیری که در آن است، کلید سعادت و موفقیت است. در پایان، شاعر به ارتباط عشق و دل اشاره میکند و میگوید که لب محبوبش، به نوعی روح و جان اوست.
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن نوشیدنی را به من بده که صبح را به یاد میآورد، زیرا این نوشیدنی باعث آرامش دل و روح میشود.
هوش مصنوعی: در دورانی پر از مشکلات و سختیها، برای فرار از غم و اندوه، بگذار از شور و شوق زندگی لذت ببری، زیرا هرچه باشد، زمان حیات ما کوتاه است و باید از آن بهره ببریم. در واقع، خالصترین چیزها مانند شراب میتواند مایه تسلی و شادابیمان باشد.
هوش مصنوعی: عهدی با خدا بستم که دیگر به گناه برنگردم. به تو که به من طعنه میزنی، چه ربطی دارد که این توبه واقعی و sincere است.
هوش مصنوعی: خاک میخانه، چهرهای از خوشبختی را به ما نشان میدهد و راز موفقیت در زندگی در آن نهفته است.
هوش مصنوعی: ناصر برای انتقام دلش از صدای لبت سخت رنج میبرد، چرا که دلش را تنها لبهای تو میخورند. چه روحی در این وضعیت وجود دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
هر دم که درین حال زنی دام فتوح است
آراست همه صومعه مریم که دم صبح
صاحبخبرِ گلشن و نزهتگه روح است
یک مطربتان عقل و دگر مطربِ عشق است
[...]
ای مست هلا خیز که هنگام صبوح است
هر دم که درین حال زنی دام فتوح است
مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
پیمانه بیارید که هنگام صبوح است
پیمانه مگو، چشمه ی جان پرور خضر است
در بحر پُر آشوب جهان کشتی نوح است
ما مفتی عشقیم بکش باده، حلال است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.