گنجور

شمارهٔ ۲۱۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات

رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات

از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم

دل می رود از دست به دستان خرابات

شمع و گل و می بر سر هم ریخته هرسو

جایی نتوان یافت به سامان خرابات

دود دل ما سنبل و ریحان مطراست

زخم جگر ما،گل خندان خرابات

در بهمن و دی آفت تاراج خزان نیست

عمری گذراندم به گلستان خرابات

مینای میش شب عوض شمع گذارند

از توبه مزاریست به میدان خرابات

داریم حزین ، این غزل از عارف رومی

او کافر خویش است و مسلمان خرابات



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام