از اول امروز حریفان خرابات
مهمان توند ای شه و سلطانِ خرابات
امروز چه روزست؟ بگو روز سعادت
این قبله دل کیست؟ بگو جان خرابات
هرگز دل عشاق به فرمان کسی نیست
کاو مست خرابست به فرمان خرابات
صد زهره ز اسرار به آواز درآمد
کز ابر برآ ای مه تابان خرابات
ما از لب و دندان اجل هیچ نترسیم
چون زنده شدیم از بت خندان خرابات
بر گاو نهد رخت و به عشق آید جانمست
کاین رخت گرو کن برِ دربانِ خرابات
هر جان که به شمس الحق تبریز دهد دل
او کافر خویش است و مسلمان خرابات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای خرابات و میخانه و عشق سخن میگوید و به استقبال روزی پرخیر و برکت میرود. او از احوال عاشقان میگوید که به عشق و مستی در خرابات، فرمانبر هیچ کس نیستند و در عوض به شمسالدین تبریزی که علامت عشق واقعی است، دل میدهند. شاعر بر این اعتقاد است که در این حال، هیچ ترسی از جوانب خطر و مرگ ندارند و از شور و شوق عشق و زیبایی زندگی میکنند. در نهایت، او به رازهای عشق و پیوند بین عشق و عرفان اشاره میکند و میگوید هر کس که دل به شمس میدهد، به حقیقت ایمان آورده است.
هوش مصنوعی: از صبح امروز، دوستان و همراهان میخانه به مهمانی آمدهاند. ای پادشاه و سلطانی که در میخانه حاکم هستی، از این حال باخبر باش.
هوش مصنوعی: امروز چه روزی است؟ بگو که روز خوشبختی و سعادت است. این قبلهٔ عشق و دل من کیست؟ بگو که جان و روح من در خرابات (محل تجمع عاشقان) قرار دارد.
هوش مصنوعی: دل عاشقان هیچگاه تحتنفوذ کسی نیست، زیرا کسی که مست و در حال خراب است، تحتفرمان محیطی است که در آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: صد زهره به خاطر اسرار دلها و رازهای عشق با صدایی دلنواز به دور هم جمع شدند و از ابرها خارج میشوند و به سوی تو ای ماه تابان در خرابات (محل شرابخواری) میآیند.
هوش مصنوعی: ما از مرگ و سرنوشت معلق هیچ هراسی نداریم، چرا که وقتی به زندگی و شادی ناشی از عشق در خرابات (پیشهگاه عشق و زهد) دست یافتیم، دیگر ترسی از آن نداریم.
بر گاو رخت نهادن یعنی دار و ندار و تمام مایملک
هوش مصنوعی: هر کسی که جانش را به شمسالدین تبریزی بدهد، دل او کافر است از نظر خود و در عین حال مسلمان در میخوارخانه.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
مائیم و می صحبت رندان خرابات
سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات
میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان
جاوید به فرمودهٔ سلطان خرابات
مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم
[...]
ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات
از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم
دل می رود از دست به دستان خرابات
شمع و گل و می بر سر هم ریخته هرسو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.