گنجور

شمارهٔ ۲۰۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست

غریب کشور خویشیم روزگاری هست

شکسته خار کهن آشیان گلزارم

همین شنیدهام از بلبلان، بهاری هست

ز شوخ چشمی طناز طفل بدخویی

به دامن مژه ام، اشک بی قراری هست

ز ابر دست تو منت نمی کشم ساقی

تو گر قدح ندهی، چشم می گساری هست

شب وصال شکایت ز بخت داشت حزین

خبر نداشت دلم، درد انتظاری هست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر