گنجور

شمارهٔ ۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

مرا آزاد می سازد ز دام دل تپیدنها

جنون گر وسعتی بخشد به صحرای رمیدنها

به خاک افتاده ی ضعفم، چو نقش پا درین وادی

زمینگیر غبار خاطرم، از آرمیدنها

سهی بالای من، تا خالی افکنده ست آغوشم

دو تا گردیده ام در زبر بار دل کشیدنها

از آن مهر جهان آرا نقاب از رخ بر افکندن

ز ما بی طاقتان، چون صبح پیراهن دریدن ها

رقیبان را به درد خود نبیند هیچ ناکامی

چه با جان زلیخا کرد، رشک کف بریدنها

تب و تاب دل ما تشنه کامان را چه می دانی؟

شراب بی خماری می کشی از لب مکیدنها

بیا در دیده، گر دلجویی این ناتوان خواهی

نگه را منزل دوریست تا مژگان رسیدنها

بهاران بوده ای در باغ، دی را هم تماشا کن

عجب بر چیدنی دارد، بساط عیش چیدنها

حزین آخر سر حرفی به آن شیرین زبان واکن

چه لذت برده ای از شهد ناکامی چشیدنها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور