گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

نهفته ام به خموشی خیال روی تو را

مباد کز نفسم بشنوند بوی تو را

ز سنگ محتسب شهر غم مخور ساقی

سپرده ایم به پیر مغان سبوی تو را

اگر غلط نکنم حرف ما و من غلط است

شنیده ام ز لب خویش گفتگوی تو را

شده ست شیفته بلبل به باغ و حور به خلد

ندیده اند گلستان رنگ و بوی تو را

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد

کشیده ایم در آغوش، آرزوی تو را

چه خوش بود که نماید به ما دلت را گرم

محبتی که به ما گرم ساخت، خوی تو را

شود ز باختن رنگم آتشین، لعلت

چه نازکیست عتاب بهانه جوی تو را!

به طور عشق حزین ، آستین فشان گردد

کلیم اگر شنود، طرز های و هوی تو را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان