خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
غزال وحشی دل، خضر فرخ پی شود ما را
دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد
که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را
شعار عشق اگر این است کز خون می دهد ساغر
مکن باور که دیگر آرزوی می شود ما را
لب جانبخش اوا گلزار جمالی در نظر دارم
تمنای بهشت و آب کوثر کی شود ما را؟
سر کافر شدن داریم، کو بتخانهٔ عشقی
که ناقوسش به جای نغمهٔ یا حی شود ما را؟
حزین از آه بی تأثیر دلتنگم، خوشا بزمی
که ساز بی نواییها، سرود نی شود ما را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره longing و آرزوهای شاعر است. شاعر امیدوار است روزی برسد که از جدایی و فراق رهایی یابد و به وصال معشوق برسد. او به عشق و عواطف عمیق خود اشاره میکند و از درد و اضطراب ناشی از دوری میگوید. شاعر به زاهدان که فقط دروغ میگویند، انتقاد میکند و تأکید میکند که عشق واقعی نمیتواند از خون و رنج دور باشد. همچنین، او به زیباییها و نعمتهای بهشت و آب کوثر اشاره میکند و از عشق به عنوان یک عبادت یاد میکند. در نهایت، او از حسرت و تنهایی خود میگوید و آرزو میکند در بزمی پرشور و شگفتآور حضور یابد، جایی که غم و نواختن ساز زندگی از میان برود.
هوش مصنوعی: روز خوشی خواهد بود که روزهای جدایی به پایان برسد و در آن زمان، دل ما به مانند غزال وحشی، به سوی راهی خوش و نیکو هدایت خواهد شد.
هوش مصنوعی: زاهد به طور دروغین از زبان یار میخواهد که دل پر از اضطرابش را آرام کند.
هوش مصنوعی: اگر با شعار عشق میگویند که ساغر را با خون پر میکنند، نباید این را باور کنی، زیرا دیگر برای ما آرزویی از می باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: من به جمال دلنواز تو در باغ عشق نگاه میکنم و دلم میخواهد بهشتی و آب کوثر چه زمانی به ما میرسد؟
هوش مصنوعی: بیت به نوعی بیانکنندهٔ longing یا آرزوی عمیق شاعر برای وارد شدن به فضایی معنوی و عشقی است. در اینجا، شاعر از وجود یک مکان مقدس یا مرکزی صحبت میکند که در آن عشق و معنویت به جای صداهای بیمعنا و روزمره، شعارهای زندگی و بیداری طنینانداز شده است. او از این میگوید که دلتنگ فضایی است که در آن عشق و آواهای معنوی جایگزین نغماتی شوند که هیچ نشانی از زندگی روحانی ندارند. بهعبارتی، او خواستار فضایی است که در آن عشق و حقیقت به اوج خود برسد و بیداری در آن به تصویر کشیده شود.
هوش مصنوعی: من از بیفایده بودن آه و نالههایم غمگینم و خوشا به حال جشن و مهمانیهایی که در آن، موسیقی بدون راز و نیازهایمان تبدیل به سرود نی میشود و ما را شاداب میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را
کمند زلف ساقی دام ره تا کی شود ما را
نه چندان راه دل زد جلوه ی ساقی سیمین تن
که میل قول صوفی و سماع نی شود ما را
مؤذن خواند و عاشق ز تقصیر عمل سوزد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.