گنجور

شمارهٔ ۱۶۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت

خاکم آن روزکه درمیکده خواهد شد خشت

بار دیگر کندش کاتب اقبال، رقم

هر چه بر صفحهٔ ما، خامهٔ تقدیر نوشت

همّتی بدرقه، ای پیر خراباتکه باز

برد از کعبه ام آن زلف چلیپا به کنشت

تنگی خاطر و افسردگی، از یادم برد

سایهٔ بید و طرب خیزی دشت و لب کشت

از کجا آب خورد سبزه خط لب یار؟

این طراوت نتوان یافت ز ریحان بهشت

دل به خار و خس مژگان، نم خونی می داد

آخر از سینه تفسیده ام این دانه برشت

دهر خنثی صفت افتاده، نه مرد، است نه زن

کار بس بوالعجب افتاده، نه زببا و نه زشت

التفاتم نبود با سخن خویش حزین

کو دماغی که کنم بو، گل گلزار بهشت؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام