گنجور

شمارهٔ ۱۵۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است

اندیشهٔ شیرینی جان، خواب و خمار است

در عشق حلال است مرا چاشنی شور

زخمم نمکستان شکر خندهٔ یار است

از قحط سخن سنج به لب مهر خموشی است

زین مرده دلان خامه ی امنا شمع مزار است

بر هم نزنم چشم به شبهای جدایی

صد شیشه ز پرگالهٔ دل بر مژه بار است

گل می کند از شرم، نهان دست نگاربن

تا پنجه ی مژگان تو در خون شکار است

غمخانهٔ دل بی تو چرا تیره نباشد؟

کارش همه، با روزنه ی دیده ی تار است

شمعی چو تو در انجمن عشق، حزین نیست

هر چشم زدن اشک تو با آه دچار است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify