گنجور

حاشیه‌ها

صادق در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:

بیت ششم
اینکه خود حافظ لارم می یابد خاطرنشان کند که از پیش خود راه به سرمنزل عنقا نبرده است نشان می دهد که چون با پیران عصر رابطه ای نداشته است غالبا وی را همچون کسی که گمان دارد به هدایت نفس می تواند به حق رسد تلقی می کرده اند و اینکه میگوید "قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم " اما هیچ ذکری از آن مرغ سلیمان نمی کند باز حاکی از آنست که این مرغ سلیمان اگر چیزی جز هدایت الهی هست با هیچیک از کسانی که در آن زمانها به عنوان پیر و شیخ و مرشد نام و آوازه ای داشته اند تطبیق نمیکند و در هر حال همه ی قرائن نشان میدهد که آنچه حافظ بدان تسلیم شد تعلیم مشایخ بود نه سلسله و خانقاه آنها . حتی وجود خضر هم که وی " قطع این مرحله " را " بی همراهی " او با " خطر گمراهی " مواجه می بیند در واقع تجسم همین تعلیم مشایخ صوفیه است که شاعر با آن آشنایی دارد .
در کوچه رندا / درباره زندگی و اندیشه حافظ / دکتر عدالحسین زرین کوب / میان مسجد و میخانه / صفحه 33

رامین راقب در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:

با سلام خدمت آقا محمد
ممنون که بنده را مورد توجه قرار دادید به اطلاع برسانم که شعر بالا از سروده های این حقیر است. لیکن در مقام شاگردی حافظ هنوزکلاس اول را طی میکنم. و باز از حسن نظرتان ممنونم

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

بیت زیبای بنشین بر سر جوی و گذر عمر ببین، مرا به یاد شوخیی انداخت که می گوید: دلیل اینکه مردم حافظ را بیش از سعدی دوست میدارند، در همین بیت و ابیات مشابه است و این در حالی است که سعدی به ؛ برو کار می کن مگو چیست کار و نابرده رنج گنج میسر نمی شود و مانندان آن سفارش فرموده است. و عهده علی.....

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

بیت سوم ، شاید به این صورت درست تر باشد:
جامه‌ی ماست ، که در خانه‌ی خمار بماند. رخت و جامه چنانکه دلق و خرقه به هم نزدیک ترند.

محمدرضا در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۴۲:

بنظر اینگونه معقولتر است
نه هر که بصورت نکوست سیرت زیبا در اوست.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:

تکمر و تکمار و تخمار همه باز نوعی تیر هستند بی پیکان

م. طاهر در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

1. شَد یارش با دَر کارش وزن مشابهی را می سازد و به جای شَوَد یارش آمده است. در شعر مولوی بهره گیری از واژه ها و مخفف کردن های نا مأنوس بیش از هر شاعر فارسی زبان دیگر دیده می شود، حال آنکه در شعر حافظ کمترین نمونه ها را می توان یافت.
2. مجوی قطعاً صحیح است چرا که مجو وزن مصراع دوم را بر هم می زند.
3. از کوچه گذشتن کاملاً متعارف است و صحیح، اما در کوچه راه رفتن یا دویدن و حتی ایستادن و نشستن را بکار می بریم ولی گذشتن در کوچه هیچ جا دیده نشده است.
4. هرکس می تواند شعر حافظ و دیگران را به دلخواه خودش بخواند و معنی دلخواه خودش را از آن بگیرد، ولی درک صحیح از مفاهیم اشعار بویژه برای نسل های آینده نباید دستخوش خواسته های ما شود. پس دوستان نظر اصلاحی خود را ارائه کنند تا آیندگان نیز از بین این نظرات بهترین را برگزینند.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

مهدی مهربانم درود بر شما البته من بسم الله الرحمن الرحیم را هم اینگونه ترجمه می کنم به نام پروردگار مهربان مهربانم . و تو مهربان مردی هستی درود به شما و چه بلند پایگاه تر برای مردم از مهربانی .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:

بیشترین نام برای تیر را در فرهنگ دکتر حسابی دیده ام . ولی لغت های شگفتی دارد به فارسی باید برای یکبار هم که شده نگاهی انداخت سد تا لغت هستند ! اما این تموک را لطیفی نوشته و در فرهنگ الغات الفرس سروری آمده است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:

اردشیر نیکو نهادم درود بر پاک جانی و بزرگواریت . کهترک همه شما هستم .

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

سرزنش شاه منصور است در شیراز که به جای تدارک لشگر جهت جلوگیری از حمله ی امیر تیمور به عیش و عشرت پرداخته و کشور را فراموش کرده بود . تاریخ سرایش در حدود سال 789 است یعنی دو یا سه سال قبل از فوت حافظ

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:

از غزل های بسیار ضعیف حافظ است تا آن جایی که عده ای آن را از حافظ نمی دانند ولی از حافظ است منتها از غزل های دوران جوانی او مثلا سال های 738 و 739 زمانی که در صف صوفیان بود و قرآن را نیز از حفظ بود و هنوز وارد سیاست نشده بود . بعد ها بخصوص در عهد شاه شجاع اشعارش جنبه ی سیاسی به خود می گیرد و اکثریت اشعار او بعد از سال 754 تقریبا سیاسی است .

سجاد برزگر هفشجانی در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۴۳ - سگالش خاقان در پاسخ اسکندر:

مصرع دوم بیت
بهر جا که آمد ولایت گرفت * نشاید در این کار ماتدن شگفت
در مواهب الهی معین الدین معلم یزدی ، تصحیح سعید نفیسی به صورت زیر ثبت گردیده است
بهرجا که آمد ولایت گرفت * جهان را بزیر حمایت گرفت

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

در باره‌ی معنای نخستین بیت ، همانگونه که یکی از دوستان گنجور فرموده است بازی با واژگان است گفتگو از انکار نیست محرمیت است که شما را در حرم یار نگه میدارد ور نه در آن کار دیگر که ماندن در کنار معشوق است در خواهید ماند. ( این کار =محرمیت و آن کار = ماندن در حرم دوست)

محمد علی در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

مصرعِ اول غلط تایپ شده :
بی آن که به کس رسید زوری از ما

محمد علی در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

در مصرعِ آخر، قبل از بتکده ، کلمه ی « این » از قلم افتاده است . لطفاً تصحیح بفرمایید .

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیه‌السلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون:

شمس جانم سپاس داستانی که فرمودید در همین بخش(97)دفتر اول میباشد .باز هم سپاس برای ابریشم بها که بسیار بجا بود و سوژه ای شد برای سرودن یک شعر فکاهی

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

غزل به اقرب احتمال از استاد سخن سعدی است

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

گرگ و میش غروب بود، به گمانم میان جعفر آباد و مصلی، رو به دروازه قرآن می راندم. دخترم شش هفت ساله به ناگاه صدایم کرد: " ببین چه همه ستاره بر زمین ریخته است!" چراغهای تپه‌ی رو برو را می گفت. به شانه‌ی راه کشیدم ، پیاده شدم ، پیاده شدیم. بهار بود، شمال عبیر آمیز و نجوای آب رکن آباد، "حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد " بی که مهرابی در کار یا من به نماز، سالهای جنگ بود و موشک باران بود و سالهای شاد خواری حافظ نبود.
باشد که هنوز هم چنین باشد شیراز. شهری که یادش دست از دل غبار غربت گرفته ام بر نمی گیرد.

علیرضا در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲:

با توجه به نمونه خطاطی مرحوم استاد کلهر( لطفا هنگام انتشار حاشیه کلمه ملامت را جایگزین اشتباه تایپی اینجانب( کلمه ملالت) نمایید.)

۱
۴۹۴۱
۴۹۴۲
۴۹۴۳
۴۹۴۴
۴۹۴۵
۵۷۳۲