گنجور

حاشیه‌ها

کمال در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷۶:

جمع دوبیتی: 4349

کریم زارعی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۱۴:

مصرتع چهارم :گه برلب خشک من لب ترسایی

کریم زارعی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۱۴:

ای دلبر عیس نفس ترسایی خواهم به برم شبی توبی ترس آیی
گه پاک کنی به آستین چشم ترم گه برلب من لب تر سایی

روفیا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام:

همچو جویست او نه او آبی خورد
آب ازو بر آب‌خوران بگذرد
آب در جو زان نمی‌گیرد قرار
زانک آن جو نیست تشنه و آب‌خوار
نوحه‌گر گوید حدیث سوزناک
لیک کو سوز دل و دامان چاک
از محقق تا مقلد فرقهاست
کین چو داوودست و آن دیگر صداست
مقلد مانند آن نوحه گر است . معنای حقیقت را درک نکرده است . سخنش مانند سخن طوطی است . مثل طوطی داش آکل . عده ای را خبر میکند بی آنکه خود بداند . آب را هدایت میکند ولی هرگز خودش سیراب نمی شود . شاید از صورت زیبای رفتار و گفتارش انسان هایی اندیشمند چیزی بیاموزند . ولی تا خود نیندیشد و اندیشه ها را به بوته آزمایش نگذارد و به تحقیق نرسد بهره مند نمیشود .

ایزدجو در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

آفرین بر روفیا بانو
تنها حاشیه ای که منطقی بود
روفیای گرامی ، زیاد علم تحقیق هم لازم نیست
چشم بگشا که جلوه ی دلدار
به تجلی ست از در و یوار

روفیا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

اینجا تو وعده کردی و او به جای آورد مقایسه ایست میان وعده سر خرمن و پرداخت نقدی .
ای شیخ تو به من بهشت موعود را وعده کردی . بهشت مشروط . در دلم هزاران گمان بود . هزاران اما و هزاران اگر .... . اگر همه یاوه باشد چه ؟ اگر فریبی بیش نباشد چه ؟ شاید دسیسه ای برای سر کیسه کردن ما درکار است !
اصلا فردا را که دیده ؟!
پیر مغان به من زیبایی ، هارمونی ، اعتدال ، درستی و اقتدار جهان آفرینش را نشان داد و من دریافتم که بهشت ، موعود نیست . بهشت محقق است اگر ما علم تحقیق داشته باشیم .

جمشیدیِ‌راد در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست:

بر سماع راست هر تن چیر نیست/ طعمه هر مرغکی انجیر نیست

محمد ده ناشی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

در تهران واعظی به اسم آقا ضیا الدین درّی منبر میرفت که هنوز هم شاید بعضی از پیر مردهای تهران ایشونو یادشون بیاد .
یه سالی شب هشتم محرم یه جوونی قبل از اینکه مرحوم دری منبر بره گفت : یه بیت شعر حافظ هست می خوام برام تفسیر کنید ...
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
مرحوم دری فرمودن : بالای منبر تفسیر میکنم که همه استفاده کنن .
بالای منبر وسط سخنرانی میگه جوونی که معنی شعر حافظ رو خواسته بودی اینه معنیش :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از شیخ حضرت آدم (علیه السلام ) هست و مراد از پیر مغان حضرت امیر المومنین (علیه اسلام) .
یعنی مرید حضرت امیر (ع) هستم ای آدم (ع) از من ناراحت نشو ...
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی از گندم بهشت نخوری ، اما خلف وعده کردی و به همین خاطر از بهشت بیرون اومدی ..
اما امیر المومنین (علیه السلام) که وعده نکرده بود گندم نخوره اما در تمام عمر نون گندم نخورد ......
اتفاقا اون سال مرحوم آقا ضیا الدین درّی از دنیا میره .....
سال بعد شب هشتم محرم همون جوون آقا ضیا الدین درّی رو تو خواب میبینه :
میگه جوون یادته یه بیت شعر حافظ رو برات تفسیر کردم ، اومدم این دنیا تفسیر اصلیش برام مکشوف شد :
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ
مراد از پیر مغان حضرت امام حسین (علیه السلام) و مراد از شیخ حضرت ابراهیم خلیل الله هستش ...
یعنی مرید امام حسینم از من ناراحت نشو حضرت ابراهیم ؛
چرا که وعده تو کردی و او به جای آورد
تو وعده کرده بودی روز دهم ذی الحجه پسر جوونتو قربونی کنی اما این کارو نکردی...!!
اما امام حسین که وعده نکرده بودعلی اکبرشو دهم محرم قربونی کنه ......
نه فقط علی اکبرشو بلکه تا 6 ماهش رو هم در راه خدا قربونی کرد ...
از حجت الاسلام عالی


اینم لینک فایل صوتی اش
پیوند به وبگاه بیرونی

ندا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱۲:

مصرع سوم، به این صورت درسته:
دل را ز تو دردهای بی درمانست.
نگذاشتن فاصله بین "را" و "ز" خوانش را مشکل میکند. و"راز" خونده میشه

سراج در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:

اگر صد بار در روزی شیهد راه حق گردی ...
لطفاً این مصرع را تصحیح فرمایید، واژه شهید صحیح است ...

سارا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

در بیت دوم می بالد صحیح است، و واژه مهر هم نباید با ضمه خوانده شود، بلکه مهر به معنی عشق و محبت است. معنای بیت می شود: مانند شبنم نگاه در آنجا به عشق اشک سرببند می کند. یعنی نگاه اشک آلود در آنجا سربلند می کند مثل شبنم که چون اشک آلود است تبخیر می شود وبالا می رود.

نادر در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

جلاب به ضم ج و لام مشدد معرب گلاب است

مجید مرادزهی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

بیت اول:جناب خواجه از آفرینش هستی و اندیشه ی مخلوقاتی که گرفتار هستی اند صحبت میکند ودر مصرع بعد اندیشه ای متعالی را راهبردی برای پیشرفت و به سعادت رسیدن بیان می دارد.
بیت دوم:ایشان اشاره به آیه ی شریفه ی آفرینش انسان در قرآن و هدف از خلقت انسان بنام اشرف مخلوقات دارد که اگر در غیر این صورت عمل شود و در این مسیر انسان حرکت نکنه دیگر آن بها و ارزش را نخواهد داشت.
بیت سوم:خواجه در بخش بندی هدف متعالی والاترین اندیشه را خواستار است که رسیدن به حضرت حق است و خود را بخاطر دیگر چیزها به مخاطره نینداختن راهکاری برای نیل به این هدف می داند که در دنیای مادی این اندیشه را بنام تمرکز برخواسته یاد میکند.

مجید مرادزهی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

بسم الله
بیت اول:جناب خواجه از آفرینش هستی و اندیشه ی مخلوقاتی که گرفتار هستی اند صحبت میکند. و در مصرع بعد اندیشه ای متعالی را راهبردی برای پیشرفت و به سعادت رسیدن بیان می دارد.
بیت دوم:ایشان اشاره ای به شریفه ی آفرینش انسان در قرآن و هدف از خلقت انسان به نام اشرف مخلوقات دارد که اگر در غیر اینصورت عمل شود و در این مسیر انسان حرکت نکند دیگر آن بها و ارزش را نخواهد داشت.
بیت سوم:ایشان در بخش بندی هدف متعالی والاترین اندیشه را خواستار است که رسیدن به حضرت حق است و خود را به خاطر دیگر چیزها به مخاطره نینداختن راهکاری برای نیل به این هدف میداند که در دنیای مادی این اندیشه را بنام تمرکز برخواسته یاد میکند.

رها در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۵:

من این شعر را از کودکی جور دیگری شنیده بودم
البته منبع موثقی ندارم

خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج

آناهیتا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:

اولین باری است که این غزل را می خوانم و ناگهان با رسیدن به این بیت هیچ رویی نشود آینه حجله بخت مگر آن روی که مالند برآن سم سمند معنای روی حضرت حسین بن علی ع متبادر شد.البته پس از اتمام غزل و رجوع به معنای تاریخی یا شواهد جامعه شناسی و رسوم مردم در حاشیه ها معنا های دیگر آن را مطالعه کردم.

سینا در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۶:

ممنون فاطمه، تخصصی توی این زمینه ندارم اما حس می کنم درست گفتید. من وزن شعر ها با گذاشتن "تن" و "ت" به جای کلمات میفهمم. مثلا توی این شعر:
تن تن ت تن/تن تن ت تن/تن تن ت تن/تن تن ت تن
اگه شما اینجا نظر نداده بودید یکم به روش خودم شک می کردم.

شکیب shakib.falaki@gmail.com در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

باسلام
دوستان عزیزی که غزل مورد بحث مولانا را در همین گنجور مطالعه کرده باشند،دیده اند که مشابه همین حواشی ها در آنجا هم آمده و هیچکدام از حواشی ها نیز مستند و یا از منبع موثقی نیست، علیرغم اینکه غزل مطرح شده در دیوان سعدی موجود است، اما بنده کمترین، باتوجه به شناخت اندکی که از توانمندی ها و قابلیت های سعدی در سرودن غزل های بی نظیر ادبی دارم،گمان نمیکنم که این غزل با این سطح از ارزش ادبی اساسا از سعدی رحمت الله علیه باشد.ضمن آنی که شان سعدی بسیار گرانقدرتر از این است که بخواهد با برخوردی سطحی در مواجهه با این موضوع،خویشتن را در برابر قضاوت عامه قرار دهد.از دوستانی هم که با به کار بردن عبارت (ظاهرا و یا گفته شده)مدعی ملاقات سعدی و مولانا هستند،لطفا منابع و ماخذ خود را اعلام کنند.

بیسواد در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵:

بابک جان،
بیان نارسا محتوارا به مخاطب نمی رساند، و شاید از همین روست که تا کنون محتوایی از جمله در همین متن مبارک ندیده ام.
،نگران من نباشید
از سن روانپریشی ام گذشته در آستانه جنون پیری ام
اما فراموش نکرده ام که:هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت. و نه شنیدم.

وشایق در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

با سلام و سلام ویژه خدمت دو دوست گرامی جنابان بابک و ایزدجو اولا این گوی واین میدان شما نیز با تفاسیر عالی خود دوستان را مستفیض نمایید و ثانیا جناب ایزد جوی بسیار عزیز اتفاقا در جهان هستی همه چیز به همه چیز ربط دارد و رابط نهایی ان خداوند است

۱
۴۳۹۰
۴۳۹۱
۴۳۹۲
۴۳۹۳
۴۳۹۴
۵۷۲۱