ناشناس در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۷ - حکایت بازرگان و جواهرساز چنگنواز:
در سطر اول، بعد از واژه «پس»، ویرگول اضافه شود. = پس،
بینوا در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۳۸۰:
لطفا این نظرهای عالمانه را درج نکنید ما بیسواد ها نمی فهمیم به خدا زشت است !!!
میترا در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوار:
چو کشت عافیتم خوشه در گلو آورد چو خوشه باز بریدم گلوی کام و هوا
خوشه در گلو آوردن: کنایه از برآمدن و رسیدن خوشه
معنی: وقتی نزدیک بود حاصل زحمات ریاضت و تزکیه نفسم به ثمر برسد از تعلقات دنیوی و برآمدن هوای نفس دوری کردم
گمگشته در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:
لطفا مطلب بالا رو اصلاح بفرمایید تا شعر صحیح خونده بشه
امیر در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
الهم عجل لولیک الفرج
اگر به دست من افتد فراغ رابکشم
که روز حجر سیه باد و خان ومان فراغ
افسون در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:
از روزی که در کتاب فارسی اول دبیرستان با این شعر نظامی آشنا شدم و بی اختیار از بر شدم؛ شعرهای لیلی و مجنون با روح و روانم درآمیخت و وقتی هم که عاشق شدم، این اشعار رو با گوشت و خونم درک کردم.... واقعا زیباست... دانست که دل اسیر دارد دردی نه دوا پذیر دارد....
واقعا عشق به جز وصال درمونی نداره امیدوارم همه ی عاشقا درمون بشن
نفیس در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۲۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:
درود برشما
این مصرع اینگونه صحیح است:
پس وصالت تا چه خواهد کرد با روز و شبم
کود اشتباه است
سید احمد مجاب در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
گیوه چی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
سلام
نقل کرده اند که مرحوم ( 1343 ) ایت الله حاج شیخ جواد ملکی در نماز شب خود، بیت دوم این شعر را در قنوت میخواندند.
پرویز کامرانی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
فکر می کنم در بیت اول کلمه ی (عبر) درست تر از واژه ی (نظر) باشد
دکتر علیرضا محجوبیان لنگرودی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
با سلام ، معروف است که خاقانی این قصیده زیبا و با شکوه را در بازگشت از سفر دوم حج با دیدن ایوان مداین به قلم آورده است . اساسا بناهای تاریخی ،تاریخ زنده ی روزگار خویش اند گاه آدمی را چنان مبهوت می کنند که گویی از روزگار خویش کنده شده و در زمانی و مکانی دیگر به دیدار گذشته خویش نایل می آید. این بنای عظیم نه تنها ایرانیان که شاعران عربی چون بحتری را به شگفتی فرو برده است. او می گوید: درست است که این خانه خانه من نبوده است و بانیان آن ، هم نزاد من نبوده اندولی وقتی به یاد عظمت دیروز و پوسیدگی امروز آن می افتد اشک هایش از دیده روان می شود . می گویند این کاخ به مساحت 120000 گزمربع و ارتفاع بیش از 28 گز و تالاری به مساحت 1120 گز مربع از آثار شگفت عصر ساسانی است. این قصیده با انتخاب وزن بسیار پر مهابت و تکرار وازه ی «هان» در بیت آغازین ذهن انسان را به خود معطوف می دارد. ایهام زیبایی که در واژه های «دیده و عبر» وجود دارد جذابیت دو چندانی را در آن به نمایش نهاده است بالاخص تناسب زیبایی که با این دو واژه ایهامی ذهن را چون پلی به وازه ی دیگر انتقال می دهد پدید آورنده ایهام تناسب دوگانه ای می شود که زمینه را برای پذیرش آیینه ی عبرت فراهم می سازد. که در نوع خود ترکیب بسیار زیبایی است گسستگی زنجیر عدالتی که خاقانی از آن سخن می گوید یادآور بی عدالتی هایی است که هرروز در حق ایرانیان روا میدارند این بی عدالتی ها چنان عمیق است که رودخانه دجله مانند صد دجله خون می گرید و آتش از مژه هایش فوران می کند آتش حسرتی که دجله را در کام فرو می برد همان است که ایرانیان در حسرت او می سوزند بی تردید خاقانی نه به یاد تنها ایوان مداین که در سوگ از دست رفتن تمدن عظیم ایرانی ناله های جانسوز سر می دهد:« بر دیده ی من خندی کاین جا زچه می گرید / گریند برآن دیده کاین جا نشود گریان» امید که آینده سازان ایران فردا دستی از استین به در ارند و با احیای تمدن عظیم ایرانی-اسلامی،نقشه ی علمی جهان امروز را دگرگون سازند. یا حق
ناشناس در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۸:
معنی حکایت 46گلستان سعدی
کمال در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۰:
سلام
جمع آن: 6908
مینا در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
ما باتو هم دلیم ، اگر از دگر گلیم
مسعود خان سعیدی
مهری در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
سعیدی گرامی
جانا سخن از زبان ما میگویی
ممنونم
بیبسواد در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
جنابان پویان و محمد شعیدی
استدعادارم برام من بی سواد منانع و مدارک اضافی که برای تاریخ ایران دارید (بجز شاهناهه تا زمان اعراب () از نظز کمک بدستگیری ما نی سوادان اعلام نبفرمایید> میدانید که به علم هم ذکوت تعلق میگیرد
مسعود سعیدی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
پویان گرامی
درود برشما
خلاصه عرض کنم : تفاوت دید شما با من و بانو مینا و همچنین مهری بانو در باور تأثیر ستارگان بر زندگی روزمره ی ماست که از حرکت و وضعیت آنها میتوان آینده را پیش بینی کرد
حکما آنچه کرده اند و گفته اند تا در میزان فهم این بنده تراز نشود ، ناباورم ” بااجازه ی دوست عزیزو هم فکرم جناب ناباور“
حرکت و موقعیت مشتی خاک ، آب ، هوا و گاز را بنام ستاره یا کره ، چه ثابت و چه سیّار را مؤثر در زندگی ما خاکیان نمی دانم چه رسد به پیش بینی
اگر چه حکما گفته باشند. چون به قول شما برخورد نزدیک با این علوم نداشته ام ، باورمند نیستم
چنانچه علم ستاره شناسی امروز هم تائیدی ست بر باور من
اگر حتی عمر خیام هم دلیل بیاورد ” که نیاورده “ تا در ترازوی عقل نسنجم باز هم ناباورم
تفاوت هزار و دو هزار سال قبل با قرن بیست و یکم همین بود
زنده باشید
masha در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست این بیت را متوجه نمی شوم . لطفا توضیح دهید.روز تا سحر ؟
پویان در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:
باسلام
برادر گرامی جناب آقای مسعود سعیدی
از اینکه مرحمت کرده و در پاسخ به بنده یادداشتی را مرقوم فرمودید، کمال تشکر را دارم.
در ابتدا عرض کنم که بنده با شما در این که شاهنامه تمامی تاریخ ما نیست اتفاق نظر تام و تمام دارم و به درستی فرمودید که "تاریخ ما را صدها همچون شاهنامه لازم است."
و اما بحث علم نجوم
یکی از کارکردهای علم نجوم را همانطور که پیشتر ذکر کرده ام، پیشبینی حوادث آینده می دانم. البته برای اثبات کلی این موضوع نام چند تن از بزرگانی که به این دانش اشراف داشته اند را در نوشتار پیشین خود ذکر کرده ام. شما نیز به درستی از حکیم عمر خیام یاد کردید. ایشان بی هیچ تردیدی یکی از بزرگترین منجمان، ریاضیدانان و فیلسوفان ایران می باشند.
و نیز اشاره صحیحی داشتید مبنی بر اینکه حاصل کار این حضرات اساس و سنگ بنای علوم امروز بوده است.
البته بزرگان یاد شده هدفشان از به کارگیری ریاضیات و نجوم ، استخراج هر چه دقیق تر زیگ (زیج) بوده، که در گاهشماری و نیز حکم در باب تأثیر ستارگان مورد استفاده قرار میگرفته است.
تمام وجه اختلاف میان نظر بنده و شما بر سر کارکرد علم نجوم است. شخصاً بر این گمانم که شما مادامی که از نزدیک برخوردی با این گونه علوم نداشته باشید، طبیعی است که پذیرش آنها برایتان دشوار خواهد بود.
در باب رباعی زیبایی که آورده اید لازم میدانم عرض کنم که حکیم عمر خیام به زیبایی تمام در این شعر از سلسه مراتب عقل در هستی سخن می گوید. کاملاً درست اشاره رفته، خود چرخ هم "اندر ره عقل" از ما هزار بار بیچاره تر است. اگر مراتب عقول را آنگونه که در نزد حکما مطرح بوده است در نظر آورید معنای تازه ای از این رباعی مستفاد خواهید نمود. آنگاه روشن می گردد که چرا چرخ در نسبت با آدمی بیچاره تر خطاب شده است.
حتم دارم که با اشعار زیر نیز برخورد داشته اید:
افلاک که جز غم نفزایند دگر / ننهند بجا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما / از دهر چه میکشیم نایند دگر
--------------
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان / برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی / کآزاده بکام دل رسیدی آسان
--------------
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی / احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون / کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
برقرار باشید
سودا در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۹ - حکایت: