محمد قائمی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷۳:
مصرع اول فکر میکنم یک "را" کم داره. وزنش انگار خراب هست.
ای از رخت هم خار "را" سامانِ بستان در بغل.
اگ اشتباه خوندم اساتید تصحیح کنند ممنون میشم.
احمد سالک در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » در نعت رسول » در نعت رسول ص:
دوست عزیز این دو بیت اشاره به دو صفت خداوند تعالی دارد: اولی که از جلال الهی خبر میدهد و میگوید: لا تأمن من مکر الله ... یعنی از مکر او ایمن مباش چون تنها زیان کاران و کسانی که از جلال او بی خبر اند از مکرش ایمن میشوند. این عبارات هر عارفی را به خوف دچار میسازد. اما در عین زمان خداوند مهربان میگوید: لا تیأسو من رَوح الله ... از رحمت و لطف پروردگار نا امید و مأیوس مباشید. این فرموده او عارف را امیدوار میسازد. بصورت فشرده: عارف در میان خوف از جلال و امید به لطف و جمال مولایش سیر و سلوک میکند. امید این توضیح درست باشد و شما را قناعت ببخشد
آبتین امین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » مثنویات » شمارهٔ ۱:
در بیت ششم
مجمع مجموع اسما آدمست صحیح میباشد.
هادی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
مولانا چیزی رو ازقلم ننداخته -دم محسن چاووشی هم گرم که به این زیبایی اشعاررواجرامیکنه
محمدامین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:
سلام و درود
أَمَّا السَّفِینَةُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهَا وَکَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبًا ﴿کهف/79﴾
آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست
محمدامین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۳:
سلام و درود
قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَیٰ أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِکَ ۖ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ ۚ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿قصص/27﴾
احمد و داود و عیسی خضر و داماد شعیب
محمدامین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
سلام و درود
قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ ۚ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْرًا ﴿کهف/78﴾
مهرداد اوستا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:
با سلام. اگرچه نسخه چاپی خودم در دسترس نبود که چک کنم ولی فکر میکنم در بیت زیر به جای افکند بایستی فِکند بیاید. به لحاظ وزنی صحیح تر است
پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند
۷ در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
با صدای:
1-الهه: پیوند به وبگاه بیرونی
2-گیتی: پیوند به وبگاه بیرونی
3-معین: پیوند به وبگاه بیرونی
4-محسن کرامتی:
پیوند به وبگاه بیرونی
5-نغمه غلامی: پیوند به وبگاه بیرونی
6-سپیده رئیس السادات:
پیوند به وبگاه بیرونی
7-عبدالوهاب شهیدی:
پیوند به وبگاه بیرونی
8-عبدالرحیم ساربان:
پیوند به وبگاه بیرونی
کمال در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر » بخش ۳۲ - فی تحقیق العشق:
آن شنیدی که در عرب مجنون
بود بر حست لیلی او مفتون
به جای حست، واژه حسن درست است.
با سپاس از سایت بسیار خوب شما.
khayatikamal@ در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۵۱:
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 7464
فرهاد در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
مولانای جان با این اشعار چیزه نگفته ای باقی نگذاشته
محسن چاووشی عزیز با خوندنش به این زیبایی افزوده
سپاسگزارم
لاله در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
من شاعر یادنویسنده نیستم ولی با نظر محمد کاملا موافقم...به نظر من منظور از بو همان حس انسان هست حس عمیق و دوست داشتنی به چیزی یا کسی
دانیال قربانی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
سلام
حضرت میفرماید که بمیرید بمیرید و این به مرگ پیش از مرگ اشاره دارد یعنی پیش از مرگ از دلبستگی های دنیوی دست برکشید و به اصلی ترین چیز بنگرید که منظور معشوق آسمانی یعنی پروردگار است
امید است که نظر بنده مفید واقع شود
یاعلی
رضا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
مولوی توی این شعر گویی که خدای واژه هاست، واژه ها هرطور که اون بخواد تغییر شکل می دن و جایی که اون بخواد می شینن، اینو رو می دونم که توی هر متن دیگه ای اگر اینقدر عبارت ((بمیرید بمیرید)) می دیدم قطعا احساس مردگی و پژمردگی می کردم ولی انگار مولوی استادانه در پشت این عبارت ((زنده شوید زنده شوید)) رو زمزمه میکنه و این هنر مولویه که واژه ها در مقابلش رنگ می بازن و به رنگی در میان که اون اراده می کنه.
مجتبی طلائیان در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۲:
با درود، لطفا حاشیه ای را که چند لحظه پیش فرستادم منتشر نکنید. مهر پیش
مجتبی طلائیان در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۲:
آقای گروسی گرامی اگر اشتباه می کنم مرا ببخشید ولی فکر می کنم که شما «نکشد» زا با ضمه بر حرف ک می خوانید؛ کشتن، در حالیکه استاد سخن آنرا با کسره افاده کرده اند؛ کشیدن.
نادر.. در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
دوست عزیزم
به راستی گفتارتان دلنشین است
...
ای غارت عشق تو جهانها
بر باد غم تو خان و مانها
...
نظارگیان روی خوبت
چون در نگرند از کرانها
...
در روی تو روی خویش بینند
زینجاست تفاوت نشانها ..
نادر.. در ۹ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
درود بر شما مهناز عزیز
تبریک مرا پذیرا باشید برای وبلاگ زیبا و پرباری که با صفا و صمیمیت ساخته و پرداخته اید و امیدوارم نقد ارائه شده، به راستی به جا بوده باشد..
در رابطه با مصرع "ای جان جان ..." ، از توضیحات کاملی که ارائه نمودید بسیار سپاسگزارم.
منظور من این بود که چنانچه صدای کوتاه زیر بعد از جان دوم به صورت واکه بلند و کمی شبیه "نِی"خوانده شود، وزن شعر همان که فرمودید خواهد شد. پیش می آید که شاعر به جهت تاکید بر به کار گیری کلمه ای به خصوص در جایی مشخص از مصرع، با تغییر اجباری آهنگ در خواندن، وزن مورد نظر را ایجاد کند..
برای مثال:
به جان دلبرم کز هر دو عالم (خوانش: جانِی یا جانِ ِ )
تمنای دگر جز دلبرم نیست (خوانش: تمنایِی یا تمنایِ ِ )
زئوس در ۹ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶: