گنجور

حاشیه‌ها

شاهین در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:

یعنی لذت بردما ب معنای واقعی مشفعوف شدم چقدر این شعر زیباست به همه اونچیزیکه تو ذهنت هست جواب میده همه جاش قشنگه ولی من از دبیرستان این تو ذهنم مونده؛
ز یزدان دان نه از ارکان
ک کوته دیدگی باشد
که خطی کز خرد خیزد
تو آنرا از بنان بینی
"باتشکر ویژه از وب سایت گنجور"

بهنام ج در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۴:

سلام.

سید در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

بنام او
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
تو داستان زندگی ، اگه به درک یک موضوعی نرسیم ،حتی تشریح اون واسه بقیه آب در هاون کوبیدنه.و مخصوصا که حضرت مولانا اون موضوع رو با جسم و روحش لمس کرده.نجربه.زمانی که یه راهی رو رفتی میتونی ازش برا بقیه بگی.واون بقیه هم اگه اون راه رو نرفته باشن ، درکش براشون خیلی سخته و چه بسا نامفهوم.بنظرم اگه حالی بهتون دست میده و این حرفها گرم تون میکنه معلومه که یه راهی رو رفتین.تمام

سعید در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

حافظ میفرماید صبح زود بیدار شدن و دنبال سلامتی بودن را إز قران اموخته است. والسلام. سخنی إز موارد دیگری که اندیشه و جهان بینی أو را شکل داده در میان نبست.

بیگانه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶ - امروز و فردا:

پروین:
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهره ی زیبایی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیده بینایی هست...
حافط:

لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست...
شعری بسیار زیبا بود... هزار آفرین بر پروین اعتصامی حکیم، که توانست به فراتر از مرزهای جنسیت برود و اشعارش، بازتاب حکمت باشند نه زنانگی. این، مقامیست بالا که نصیب هیچ شاعر زن ایرانی ای حداقل، تاکنون نشده. من به او می بالم.

پارادوکس در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

ارجاع شما ب این لینک مرا بس است
پیوند به وبگاه بیرونی/

حافظ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

آدم می تونه با اسمای مختلف نظر بده، ولی بهتره به شیوه ای نباشه که بقیه بو ببرن. مثل همین یار همیشه حاضر گنجور که با اسمهای زیادی نظر می ده. 7-8-سی- چهل! حسین- سید، سمانه و... یکی از راهای شناخت ایشون استفاده از "مانا" به جای "معنا" هست. یعنی این اندازه کم سواد و البته یه دنده س که نمی خواد قبول کنه این واژه من در آوردی غلطه.

مسلم در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۴:

ای تُرک کمان ابرو من کشته #گیسویت
ملک همه چین و هند ندهم به یکی #مویت
تجانس گیسو و یکی از مویت(یک تار مو از گیسو) بیشتر هست و بنظر من در مصرع اول ، بجای ابرویت ، میبایست گیسویت صحیح تر باشد.

سعید راضی لاری در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » فی وصف حاله:

تا نگردد نامرادی قوت تو
کی شود زنده دل مبهوت تو
درد حاصل کن که درمان درد تست
در دو عالم داروی جان درد تست

سوال این است که چرا ما از خدا تقاضای درد کنیم و بعد درمانش را بخواهیم ...چرا تقاضای شادی از او نکنیم ...

شاید اگر مریضمان کند و درد در ما بفرستد دل او که رحیم است باعث میشود بیشتر به بالینمان بیاید و از بودن او در کنار مان و تیمار داری و مراحل درمان لذت ببریم ...

گاهی بعضی عاشقان قرص میخورند و اقدام به خودکشی ...شاید دل معشوق و اطرافیان مخالف وصل به رحم اید و مراحل رسیدن به معشوق آسان تر گردد

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۰:

از تو دل من نمی‌شکیبد...

۸ در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

مه زدا البته زداینده مه است، اما" مزدا " به مانای "دانا"
آمده است و گر به اهورا بپیوندد " اهورا مزدا"
همان خرد کیهانی است که میتواند با
ابر و باد و مه و خورشید و فلک نیز سر وکار بدارد

سمیرا خدابخش در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

چه زیبا توصیف کرده
داستانی بود در نرسیدن به معشوق که
در وداع آخرین عاشق گفت : میگن عاشق دوست داره با عشقش قدم بزنه و راه بره و دست در دست هم برن،و عاشق چشمهاشو میگیره و میگه..اما من این حسرت و درد رو با خود نگه میدارم..
در حالیکه عاشق چشمانش بسته است میگوید
سرو بالایی به صحرا می رود..
و میگوید انتخاب با خودته میتونی بری میتونی بمونی...
و می رود...
گفتم اینجا هم بیان کنم..زیبا هست این توصیف...

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

ای عجب بحری است پنهان لیک چندان آشکار..
زمین نیز بحری پنهان و آشکار است و امواجش کوه ها

بیگانه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۱:

سلام.
البته گنجور باید یک سری موارد را رعایت کند
مثل جدا نویسی و نوشتن حرف ی به صورت فارسی نه همزه
بی زبان
از جمله ی
گوش ها
باید به این صورت باشند.
لطفا رعایت کند گنجور.

بیگانه در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۱:

محشر است... عالی...

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۵:

از جان شریف خود وز حال لطیف خود
بفرست خبر زیرا در عین خبر رفتی..

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

دو بیت نخست باید به آخر غزل منتقل شود .

روفیا در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

مزدک چقدر مانند بابک است نه؟!
چه مزدک چه بابک اطلاعات بسیار جذابی بود، مه زدا یا مزدا یعنی زداینده مه و کدورت؟

ب در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:

به نام خداوند مهربان
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
"هر چه از دوست رسد نکوست"
یعنی از فرمانهای الهی در تدبیر امور بهره بریم و یا تدبیر و تعقل رها کنیم؟بسیار تدابیر موشکافانه را ما در وادی تعقل
می پنداریم و می اندیشیم این راه صحیح است،چه باید کرد من ندانم که مقصود چیست؟راهنمایی می کنید لطفا

محسن حیدرزاده جزی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

یده
لغت‌نامه دهخدا
یده . [ ی َ دَ / دِ ] (اِ) سنگی که برف و باران به طریق افسونگری بر وی نمودار شده . (ناظم الاطباء). || برف و باران آوردن را گویند به طریق عمل سحر و ساحری و این عمل در ماوراءالنهر شهرت دارد. (برهان ) (ناظم الاطباء). برف و باران آوردن را گویند. (از آنندراج ) :هرگاه باران می خواست [ یافث ] به وسیله ٔ آن سنگ سحاب عنایت الهی در فیضان می آمد و اعراب آن سنگ را حجرالمطر و عجمیان سنگ یده و ترکان جده تاش گویند. و حالا نیز سنگ یده در مغولان و ازبکان بسیار پیدا میشود و به سبب آن باران می بارد. (حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 2). و رجوع به جدامیشی شود.

۱
۳۰۵۲
۳۰۵۳
۳۰۵۴
۳۰۵۵
۳۰۵۶
۵۷۳۷