گنجور

 
مجد همگر

چه شد امسال یارب ای مخدوم

که من رنج دیده مظلوم

بعد ده سال حق بر این دولت

گشتم از هر مراد دل محروم

کار من بنده خدمت است و دعا

وندر این هر دو بوده ام ملزوم

پر نشد معده زمین ز طعام

و آسمانها تهی نشد ز نجوم

دهر و دوران همان ستمکارند

و آدمی همچنین جهول و ظلوم

نه منم عاطل از فنون هنر

نه توئی خالی از فروغ علوم

نه تو مفلس شدی و من منعم

نه تو خادم شدی و من مخدوم

تو همان مالکی و من مملوک

تو همان حاکمی و من محکوم

هست مصراع شعر خواجه نظم

رحمه الله سنائی مرحوم

رزق بر تست هر چه خواهی کن

خواه احسانش خوان و خواه مرسوم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

ای تو بحر و فضایل تو درر

وای تو چرخ و مکارم تو نجوم

ای به حری به هر زبان ممدوح

وی به رادی به هر مکان مخدوم

لیکن اینجا موانعی است مرا

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سوزنی سمرقندی

میر خوبان کشید نامعلوم

حشم زنگ در حوالی روم

گشت پوشیده زان سواد حشم

عدل نوشیروان بظلم سدوم

من بر او عاشقم هنوز چنان

[...]

قوامی رازی

ای جهان را بزرگیت معلوم

وای خرد را کفایتت مفهوم

سخنت باد بر دل وزرا

گرم چون انگبین و نرم چو موم

ولیت بر کنار آب حیات

[...]

انوری

آفرین باد بر چو تو مخدوم

ای نکوسیرت خجسته رسوم

ای بصورت فرود دور فلک

وی بمعنی ورای سیر نجوم

دخل مدح تو از خواص و عوام

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه