خدایگانا دست مبارکت شب دوش
به یک ندب دو سه فارد بباخت بی تاخیر
زیاد باد ترا زندگانی اندر ملک
که کعبتین نکرد از برای من تقصیر
سه تا ببردم و با خود ز بیم می گفتم
پگاه خیز و ره خانه گیر و یاد بگیر
به ده هزار ظرافت ندب به آخر شد
به لعب رقص و کچول و به ضرب نغمه زیر
کنون بماندم در انتظار آن رهنک
سراسر سخن این است از طویل و قصیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درخواست و دعا از خدایگانی اشاره میکند که در شب گذشته دستش را به سوی او دراز کرده است. وی در تلاش است تا از اتفاقاتی که برایش پیش آمده، مانند باختن در دو یا سه مورد، عبور کند و آرزو میکند که زندگی طولانی و خوشی داشته باشد. شاعر همچنین به یادآوری سه مورد خاص میپردازد و میگوید که با وجود ترس از آینده، همچنان در انتظار یک رهنما یا راهنما مانده است. او به زیباییهای زندگی اشاره دارد و در نهایت تأکید میکند که همواره در جستجوی یادگیری و رشد است.
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، دیشب دست پرمهر تو به من کمک کرد و باعث شد که بدون تأخیر، دو یا سه پیروزی به دست آورم.
هوش مصنوعی: امیدوارم زندگی طولانی و خوبی برای تو در این جهان باشد، چرا که هیچ قصوری از طرف من نسبت به دو کعبه وجود نداشته است.
هوش مصنوعی: سه تا را بردم و با خود از روی ترس میگفتم صبح زود بیدار شو، راه خانه را پیدا کن و یاد بگیر.
هوش مصنوعی: با هزاران ظرافت و دقت، کارها به پایان رسید و به بازی و رقص و آهنگ دلنشین و شادیبخش انجامید.
هوش مصنوعی: اکنون در حال انتظار هستم که آن شخصی که میتواند به تمامی سخنان من پاسخ دهد، بیاید. این موضوع شامل همه مسائل، اعم از بزرگ و کوچک، میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع
همی بدادی تا در ولی نماند فقیر
بسا کسا که برهست و فرخشه بر خوانش
بسا کسا که جوین نان همی نیابد سیر
مبادرت کن و خامش مباش چندینا
[...]
نگر به لاله و طبع بهار رنگ پذیر
یکی برنگ عقیق و دگر ببوی عبیر
چو جعد زلف بتان شاخهای بید و خوید
یکی همه زره است و دگر همه زنجیر
درخت و دشت مگر خواستند خلعت زا بر
[...]
بتی که راستی از قد او رباید تیر
بتیر غمزه ز گردون فرود آرد تیر
نه سیب سرخ بود با رخان او مر مهر
نه با درنگ بود چون رخان من مه تیر
ز خواب دیده پر آب من ندارد بهر
[...]
بهست قامت و دیدار آن بت کشمیر
یکی ز سرو بلند و یکی ز بدر منیر
بتی که هست رخ و زلف او به رنگ و به بوی
یکی شبیه عقیق و یکی بسان عبیر
دل و برش به چه ماند به سختی و نرمی
[...]
عمید دولت عالی و خاص مجلس میر
امین گنج شه و حمل بخش حمله پذیر
نهاده روی ز حضرت بدین دیار به غزو
به طالعی که قضا روبود به فتح بشیر
گشاده حشمت او دست عدل بر عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.