که رساند به سمع خسرو عصر
قصه ای از من غریب فقیر
گوید ای در خرد دقیق نظر
گوید ای در هنر عدیم نظیر
گوید ای در جهان به جود خبر
گوید ای در زمان به ذهن خبیر
گوید ای نزد همت و قدرت
اوج کیوان و قصر مهر قصیر
گرچه خواند صحیفه اسرار
رای عالی ز روی لوح ضمیر
لیک نوعی بود ز سلوت دل
گر کنم شمه ای از آن تقریر
بنده بوده ست سالهای دراز
در فراز و نشیب عالم پیر
گاه اندر گشایش دولت
گاهی اندر کشاکش تقدیر
گاه چون ماه در محاق و کسوف
گاه چون شاه در سرور و سریر
گه ز قصد حسود در تشویش
گه ز قول حقود در تشویر
گه چو شیاد سغبه زنبیل
گه چو طرار بسته زنجیر
گاه همچون ملک در اوج نعیم
گاه چون دیو در حضیض سعیر
ننگرستم در آن وبال و شرف
از مروت در این جهان حقیر
همه افسانه بود و باد و هوس
این حکایت که کرده شد تفسیر
نه در آن دولتم غرور و فرح
نه درین محنتم فغان و نفیر
بر درت مانده ام به پیرانسر
تشنه لب در کنار بحر قعیر
شد مبدل مرا نهاد و مزاج
تیر شد چون کمان و قیر چو شیر
ترسم آن روز قدر من دانی
که به زندان خاک باشم اسیر
من پذیرفتم از خدای ترا
به دعا و ثنا شب و شبگیر
تو ز بهر ثواب روز جزا
از خدای جهان مرا بپذیر
سازگاری تو با وضیع و شریف
پایمردی تو با صغیر و کبیر
کارم از دست رفت کارم ساز
پایم از جای رفت دستم گیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر از درد و رنج زندگی خود میگوید و تجربیات گوناگونی که در طول سالها گذرانده است. او به روزهایی اشاره میکند که در اوج خوشبختی و نعمت بوده و روزهایی که در تنگنا و سختی به سر برده است. شاعر به تضادهای زندگی مثل شادابی و غم، قدرت و ضعف، و همچنین چالشهایی که از سوی حسودان و بدخواهان بر او تحمیل شده، اشاره میکند. او خود را بنده و در نهایت غریب و فقیر توصیف میکند و از خدا درخواست آمرزش و پذیرش دارد. در نهایت، شاعر با نگاهی به یاری خدا در برابر مصائب و مشکلات، از او میخواهد که یاریاش کند و او را از بندگی در دنیا رها سازد.
هوش مصنوعی: شخصی داستانی از خود را که به حال و روز فقر و تنهایی دچار است، به گوش خسرو عصر رسانده است.
هوش مصنوعی: بگو ای کسی که در خرد و فهم دقیق هستی، به من بگو ای کسی که در هنر بینظیر هستی.
هوش مصنوعی: میگوید ای کسی که در جهان به بخشندگی شناخته شدهای، ای کسی که در زمان به خرد و دانش مشهور هستی.
هوش مصنوعی: میگوید ای کسی که به خاطر همت و قدرت خود، به اوج آسمان و قصر خورشید دست یافتهای.
هوش مصنوعی: اگرچه عالم بزرگ به اسرار ذهن انسان از روی لوح فکر او نگریسته است،
هوش مصنوعی: اما نوعی از دل آرامش و سلوک وجود دارد که اگر بخواهم کمی از آن را توضیح دهم...
هوش مصنوعی: شخصی مدتهای طولانی در مشکلات و چالشهای زندگی، یعنی در اوج و فرودهای زندگی، به خدمت و اطاعت مشغول بوده است.
هوش مصنوعی: گاهی روزهایی است که زندگی به ما فرصتهای خوبی میدهد و در زمانهای دیگر، درگیریها و چالشهای سرنوشت را تجربه میکنیم.
هوش مصنوعی: گاه مانند ماه در زمان کسوف و محاق کمنور و نامشخص است، و گاه مانند شاه بر تخت و در اوج شادی و قدرت است.
هوش مصنوعی: گاهی از سوی حسودان در نگرانی هستم و گاهی از طرف حقجویان در فریب.
هوش مصنوعی: گاهی مانند یک شیاد به کارهای ناپسند و فریبکارانه میپردازد و گاهی دیگر مانند شخصی گرفتار و محصور در زنجیر احساس محدودیت میکند.
هوش مصنوعی: گاهی مانند فرشتهها در بالاترین مقام خوشبختی و خوشی هستم و گاهی مانند دیوان در پایینترین حالت عذاب و رنج.
هوش مصنوعی: نمیتوانم از بدبختی و مصیبت دیگران شاد باشم و از جوانمردی و بزرگواری خودم در این دنیا کم نکنم.
هوش مصنوعی: همه چیز در این داستان، تنها خیال و آرزو بود و آنچه که به عنوان تفسیر بیان شده، در واقع هیچ واقعیتی نیست.
هوش مصنوعی: نه در حالتی که خوشی و قدرت دارم مغرور میشوم و نه در زمان سختی و مصیبت ناامید و نالهکنان هستم.
هوش مصنوعی: من در کنار دریای عمیق، مانند افرادی که در جستجوی آب هستند، در نزدیکی در خانهات منتظرم.
هوش مصنوعی: عوض شدن وضع و حالت من باعث شده که تیر و کمان مانند قیر و شیر به هم نزدیک و ترکیب شوند.
هوش مصنوعی: میترسم روزی برسد که ارزش و اهمیت من را درک کنی، در حالی که من در خاک و زیر زمین محبوس باشم.
هوش مصنوعی: من از خداوند تو را با دعا و ستایش در شب و هنگام غروب پذیرفتم.
هوش مصنوعی: لطفاً به خاطر پاداش روز قیامت، من را از طرف خداوند بپذیر.
هوش مصنوعی: تو به خوبی با شرایط و مقامهای مختلف سازگار هستی و در برابر افراد بزرگ و کوچک با استقامت و پایداری رفتار میکنی.
هوش مصنوعی: کار من از کنترل خارج شده و به هم ریخته است. پایم از جایش حرکت کرده و در این اوضاع به کمک من نیاز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
خوشتر آید به گوشم از تکبیر
زاری زیر و این مدار شگفت
گر ز دشت اندر آورد نخجیر
تن او تیر نه، زمان به زمان
[...]
دل و دامن تنور کرد و غدیر
سرو و لاله کناغ کرد و زریر
ای زده تکیه بر بلند سریر
بر سرت خز و زیر پای حریر
شاعر اندر مدیح گفته تو را
که «امیرا هزار سال ممیر»
ملک را استوار کردهستی
[...]
خواجه بوسعد عمدة الملکی
همچنین سالها بمانی دیر
عقل را دانش تو گیرد دست
آز را بخشش تو دارد سیر
عدل را ظلم خواست کرد تباه
[...]
نه در آید به ذات او تغییر
نه قلم وصف او کند تحریر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.