لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
مجد همگر

نه وصل تو می دهد پناهم

نه برخیزد غمت ز راهم

هر روز تو در جفا فزائی

هر لحظه من از غمت بکاهم

گرماه بدم کنون چو مورم

ور کوه بدم کنون چو کاهم

از آتش سینه در گدازم

وز آب دو دیده در شنا هم

آئینه چرخ زنگ گیرد

هر نیم شبی ز دود آهم

گه شعله آه اتشینم

روشن دارد شب سیاهم

گه روز سپید تیره گردد

از دود و نفیر صبحگاهم

کام از تو نجویم از که جویم

داد از تو نخواهم از که خواهم

جز دعوی دوستی چه کردم

خود نیست مگر جز این گناهم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

من عاشق آن رخ چو ماهم

گو زار مکش که بی گناهم

تاراج غمت شدم که فتنه

زد در شب گیسوی تو راهم

از شعله بسی گریخت پشمم

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
ناصر بخارایی

فریاد ز چشم روسیاهم

صد آه ز گریه و ز آهم

هر شب ز غم فراق چون شمع

تا چند بسوزم و بکاهم

از گریه هزار آب شستم

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

نه فقر بماند و غنا هم

نه حکم فنا و نه بقا هم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه