شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود
گوییا بر آب دریا عکس ماه، افتاده بود
کاروان مشک و عنبر دوش راه افتاده بود
یا صبا را ره بر آن زلف سیاه افتاده بود
پی به اسرار نهانی برد عارف ز آن دهن
گر فقیه تنگدل در اشتباه افتاده بود
وه! که آن سیب زنخ آسیب من شد، چون کنم؟
یوسف بخت من از اول به چاه افتاده بود
این عجب نبود که من مجذوب عشقم کز نخست
کهربا را الفتی با پر کاه افتاده بود
خواستم بر آتش دل پی برم کآن از کجاست
دیدم آنجا شعلهها از برق آه افتاده بود
دوش صهبای غمت با زاهد و صوفی چه کرد؟
کاین به مسجد مست و آن در خانقاه افتاده بود
حال (صابر) را ز مرغ آشیان گم کرده پرس
چون که او بر وی گذارش گاهگاه افتاده بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر به تجلی عشق و احساسات عمیق خود پرداخته است. او به توصیف لحظات دردی که ناشی از عشق و جدایی است، میپردازد و تصاویری از اشک، زیباییها و نمادهای مختلف از جمله ماه، مشک و عنبر را به کار میبرد. شاعر به عدم درک عمیق عاشقانه از سوی دیگران اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او به مانند آتش است که همزمان زیبا و دردناک است. همچنین، او از حالت مستی و عدم تمرکز در مکانهایی چون مسجد و خانقاه سخن میگوید که نشاندهندهی تأثیر عشق بر روح و روان فرد است. در نهایت، شاعر به حس ناتوانی در مسیر عشق و سرنوشتی نادرست اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در شب، اشکهای من به شکل او افتاده بودند، مثل اینکه تصویر ماه بر روی آب دریا منعکس شده باشد.
هوش مصنوعی: کاروانی که عطر خوش مشک و عنبر از آن به مشام میرسید، در حال حرکت بود یا اینکه نسیم، راه خود را به سمت آن موی سیاه پیدا کرده بود.
هوش مصنوعی: عارف با دقت و آگاهی به رازهای نهانی پی برد، در حالی که فقیه محدود و تنگنظر به اشتباه افتاده بود.
هوش مصنوعی: وا! که آن سیب زنخ (مقصود، معشوق یا کسی که دوستش داریم) به من آسیب زد، حالا چه کار کنم؟ یوسف سرنوشت من از ابتدا در چاه افتاده بود.
هوش مصنوعی: اینکه من به عشق جذب شدهام چیز عجیبی نیست، چون از همان ابتدا رابطهام با این مادهی کهربا به اندازهی دوستی با پر کاه بوده است.
هوش مصنوعی: خواستم بفهمم که آتش دل من از کجا ناشی میشود، دیدم که شعلهها به خاطر نَفَس غم و اندوهی که دارم، به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: شب گذشته، به خاطر غم تو، شراب زندگی را به قدری نوشیدم که زاهد و عارف نیز تحت تأثیر قرار گرفتند؛ به طوری که یکی در مسجد غرق در مستی بود و دیگری در خانقاه سرشار از هیجان.
هوش مصنوعی: حال صابر را بپرس، چون او گاهگاهی بر پرندهای که آشیانش را گم کرده، گذر میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.