ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم
در نهان عین وجودیم و به ظاهر عدمیم
کارفرمای بلاعزل قضا و قدریم
راه پیمای بیابان حدوث و قدمیم
بسر مرده دلان و به ره گمشدگان
خضر فرخ قدم و عیسی فرخنده دمیم
کو سکندر چه شد آئینه کجا جم کو جام؟
ما، هم آئینه اسکندر، و هم جام جمیم
واقف سر وجودیم و به گیتی سمریم
عالم علم علیمیم و به عالم علمیم
گر گدائیم و فقیریم و پریشان و حقیر
منبع جود و عطا بحر سخا و کرمیم
«حاجب » آسا دو سه جام از می توحید زدیم
زانکه درویش نکوکیش همایون رقمیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره همنشینی و همرنگی افرادی است که در ظاهر به عنوان انسانهای عادی و بیارزش دیده میشوند، اما در باطن دارای وجود و حقیقتی عمیق و معنوی هستند. شاعر به وجود خود و قدرتهای نهفته در آن اشاره میکند و بیان میکند که با وجود اینکه ممکن است فقیر و ناتوان به نظر برسند، منبع فراوانی از جود و کرم هستند. همچنین از معصومیت و شخصیتهای بزرگی مثل خضر و عیسی یاد میشود که نمایانگر رحمت و هدایتاند. در نهایت با تأکید بر اهمیت توحید، به معنای عمیق وجود و عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما که در میخانه زندگی میکنیم، در دل و باطن یکسان هستیم. اما در ظاهر، به نظر میرسد که وجود واقعی نداریم و گویی به بوته فراموشی سپرده شدهایم.
هوش مصنوعی: خدای حاکم بر سرنوشت و تقدیر ما، راهنمای ما در بیابان تجربهها و مسیر زندگیست.
هوش مصنوعی: ما در کنار افرادی هستیم که دلهایشان مرده و در راهمان با افرادی که گم شدهاند، به دنبال راهنماییهای خضر و عیسی هستیم.
هوش مصنوعی: کجا سکندر و شکوه او رفتهاند؟ آن آینهای که نشاندهنده عظمت او بود کجاست؟ ما خود، هم آینهٔ سکندر هستیم و هم جام جمشید.
هوش مصنوعی: ما به رازهای وجود واقفیم و در این دنیا با آگاهی و دانش زندگی میکنیم. در حوزه دانش، ما از علم علیم بهرهمندیم و در این سرای علم قرار داریم.
هوش مصنوعی: اگر ما فقیر و آواره و بیچاره هستیم، منبع بخشش و کرامت ما دریای generosity و سخاوت است.
هوش مصنوعی: دو یا سه جام از شراب توحید نوشیدیم، زیرا درویش نیکوکار، ما را به نشانی خوب و با ارزشی معرفی کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سگ آن سر کو، ما و تو یاران همیم
خاک پاییم، بهر جا که روی در قدمیم
یار ما نیست ستمگار و جفا پیشه، ولی
ما ز بخت بد خود قابل جور و ستمیم
هیچ کس نیست، که او را بجهان نیست غمی
[...]
ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
بحقیقت نه وجودیم که عین عدمیم
تو چه حداد در این کوره و ما همچو دمیم
هر چه خواهی بدم اندر دل ما، تا بدمیم
پدر ما عرب و مادر ما از عجم است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.