گنجور

شمارهٔ ۳۳

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

ساقیا ساغر شراب بیار

یک دو جام شراب ناب بیار

داروی درد عشق یعنی می

کاوست درمان شیخ و شاب بیار

آفتاب است و ماه باده و جام

در میان مه آفتاب بیار

می‌کند عقل سرکشی تمام

گردنش را ز می طناب بیار

بزن این آتش مرا آبی

یعنی آن آتش چو آب بیار

گل اگر رفت گو به شادی رو

باده ناب چون گلاب بیار

غلغل بلبل ار نماند چه غم

قلقل شیشه شراب بیار

عم دوران مخور که رفت به باد

نغمه بر بط و رباب بیار

وصل او جز به خواب نتوان دید

دارویی کاوست اصل خواب بیار

گرچه مستم سه چار جام دگر

تا به کلی شوم خراب بیار

یک دو رطل گران به حافظ ده

گرگناه است و گر ثواب بیار



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الاول ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۱۲۴ کتاب خواجه حافظ شیرازی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر ۲۱۰

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا نوشته:

شاعر این غزل طبق این مستند بهاء الدین زنگاری است.

👆☹

شکرستان