گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

حال خونین دلان که گوید باز

وز فلک خون خم که جوید باز

شرمش از چشم می پرستان باد

نرگس مست اگر بروید باز

جز فلاطون خم نشین شراب

سر حکمت به ما که گوید باز

هر که چون لاله کاسه گردان شد

زین جفا رخ به خون بشوید باز

نگشاید دلم چو غنچه اگر

ساغری از لبش نبوید باز

بس که در پرده چنگ گفت سخن

ببرش موی تا نموید باز

گرد بیت الحرام خم حافظ

گر نمیرد به سر بپوید باز

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » راز گل » تصنیف حال خونین دلان

سالار عقیلی » دریای بی پایان » حال خونین دلان

سینا سرلک » موج سودا » حال خونین دلان

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » درد عشق – اجرای خصوصی شجریان و موسوی – ماهور

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهدی نوشته:

در مصرع دوم از بیت اول خون جم صحیح‌تر به نظر می‌رسد….. به‌عبارت دیگر خون‌خواهی در مورد خم فاقد معناست.

👆☹

عرفان دادبه نوشته:

در مصرع اول بیت سوم بعد از کلمه خم نشین بایستی علامت کاما گذاشته شود.چند تن از خوانندگان موسیقی سنتی از جمله آقایان افتخاری و عقیلی این غزل را خوانده اند اما متاسفانه کلمه خم نشین را با کسره به شراب وصل کرده و خوانده اند که معنای واقعی این بیت از آن استفاده نمیشود.به نظر می آید منظور حافظ از فلاطون خم نشین،شراب بوده است نه اون معنای ظاهری که بر اساس نشستن افلاطون در خم روایت شده است.

👆☹

امین کیخا نوشته:

پوییدن و آسیدن و گالیدن و کالیدن همه به معنی رفتن است از آسیدن اهو را داریم یعنی اسو بوده قبلا و معنی تیز رو میدهد و از پوییدن کلمه پویندگان به معنی وسائط نقلیه که البته پیشنهاد بنده است

👆☹

ناشناس نوشته:

در مصرع اول بیت ۴ کلمه شد باید بشود بود.

👆☹

اینجانب نوشته:

با نظر آقای دادبه موافق نیستم. هیچ ضرورتی ندارد وزن شعر را دچار مشکل منیم تا بکوییم فلاطون خم نشین همان شراب است. معنی اضافه تشبیهی همخین است که مشبه را با کسره اضافه به مشبه به بیفزایند. بعنی شراب به فلاطون خم نشین تشبیه شده است. خم نشین شراب نه صفت است و نه معنی خم شراب نشین دارد. با کسره اضافه اصلا معنی بیت چیزی جز آنچه مورد نظر آقای دادبه نیز هست دریافته نمی شود و مشکل وزن و ضرورت و جواز هم ظیش نمی آید و هنرمندان مورد بحث هم به خطا نرفته اند

👆☹

اینجانب نوشته:

درباره نظر آقا مهدی هم عرض شود که همان خم صحیح است جدا از مسایل مربوط به تصحیح نسخ و نظر استادانی چون دکتر خانلری و علامه قزوینی و دیگران که به دقت نظر به چاپ نسخ معتبر پرداخته اند نیاز به توضیح می بینم که اولا خم خونین دل است( چون شراب را در دل خود جای داده) ثانیا خون خم شرابی است که ریخته شده. یعنی محتسب آمده است و خمها را شکسته و خون خم را بر زمین ریخته و در میکده ها را بسته است . به شراب ظلم شده و چه کسی به خونخواهی این خم خواهد آمد؟ این روزگار که چنین بر سر خم آورده چه کسی انتقام خم را از او خواهد گرفت؟

👆☹

غلامرضا نوشته:

مصراع دوم بیت ششم مشکل وزنی دارد به جای فاعلاتن فعلاتن آمده

👆☹

محمدرضا جباری هرسینی نوشته:

در پاسخ به دوست گرامی جناب داده باشد بگویی که رعایت کسره پس از خم نشین به دو جهت ضروری است.اول وزن شعر دوم آنکه افلاطون… شراب، یک ترکیب اضافی تشبیهی است. ممنون

👆☹

محمدرضا جباری هرسینی نوشته:

در پاسخ به دوست گرامی جناب داده به بایدگفت که رعایت کسره پس از خم نشین به دو جهت ضروری است.اول وزن شعر دوم آنکه افلاطون… شراب، یک ترکیب اضافی تشبیهی است. ممنون

👆☹

علی عباسی نوشته:

اساتید بدرستی فرموده اند که خم نشینی از آن دیوجانوس کلبی یا دیوژن بودست اما، حکیم نظامی انرا به افلاطون نسیت داده و حافظ یقینا از نظامی گرفتست

👆☹

علی عباسی نوشته:

درمورد بیت سوم باید گفت که کسره ی خمر نشینِ شراب ضروری و لازم است در غیر اینصورت بیمعنی و مخل وزن است،چرا که حافظ درین بیت معنی اصلی و ایهامی “”خم نشین”" را بهم آمیخته وبدین نحو “خم نشین صفت “افلاطون” است و اضافه ی “فلاطون خم نشین” به “شراب” تشبیه است.
یعنی شراب به افلاطون خم نشین تشبیه شدست.ونیز خم نشین صفت شراب ست و هر دو معنی باهم مفهوم کلی را میرسانند.
درواقع سر حکمت را باید از شراب که در حکم افلاطونِ مکتبِ میکدست پرسید و ازو اسرار عشق و راز آفرینش را پرسید،چنان که درجای دگر میگوید:
بیاتا در می صافیت راز دهر بنمایم//بشرط انکه ننمایی به کج طبعان دل کورش

👆☹

علی عباسی نوشته:

آنچه که در کلیت این غزل قابل فهم ست ظاهرا این غزل همزمان بابسته شدن میکده ها در زمان امیرمبارز الدین سروده شده ست.
این غزل پر از ایهامات استادانه ی حافظ هست ازجمله:
خم نشین//کاسه گردانی لاله(رک ب مکتب حافظ منوچهر مرتضوی)//در پرده سخن گفتن//بریدن موی چنگ…
اما بنظرم یکی از تعزیض ها و شوخی های استادانه ی حافظ در عبارت”"بیت الحرام خم”هست که بینظیره،که منظور همان “خم “هست که خانه ی شراب محسوب میشود و البته البته شرعا “حرام” حال آنکه ایهام دیریابی به کعبه دارد و موهم کعبه ی مسلمین نیز هست….بنظرم اوج غزل این عبارت باشه

👆☹

حامد نوشته:

به دوستان پیشنهاد میدم این شعر رو حتما با صدای استاد سید خلیل عالی نژاد گوش کنند

👆☹

مهدی ابراهیمی نوشته:

از شوقِ آن (حریم) ندارد (سرِ) حجاز
(گردِ) (بیت الحرامِ خُم) (حافظ)
گر نمیرد به (سر) بپوید (باز)
حافظ
معنی ظاهری
اگر عمر حافظ کفاف دهد و خدا بخواهد ورق بر می گردد و بار دیگر حافظ گرد خُم شراب و در بیت الحرام میخانه با سر طواف خواهد کرد
یکی از رسومی که از قدیم برایمان بجا مانده ریختن آب پشتِ مسافر است”سفر سلامت” در قدیم مسافرت بدینگونه نبود. خطرهای زیادی در کَمین بود که کَفَش خارِ مُغیلان و حدّش جان باختن بود و مسافرین، اندکی قبلِ سفر از اقوام و دوستان و آشنایان حلالیتی می طلبیدند” (آه) از این {ر(اه)}که در وی خطری نیست که نیست” امّا یکی از این سفرها که بر هر مسلمان مُتَمَکِنی واجب می گردد، حج است که خود آن مناسکی دارد، یکی از آن آداب اظهار بندگی کردن و احرام بستن و عدم خون ریزی و رو به قبله نهادن و در سعیِ مروه و صفا کوشیدن و (گردیدن) هفت باره بر بیت الله الحرامِ(چهار گوش) بوده و هست.
“اِحرام چه (بند)یم چو آن قبله نه اینجاست/در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت”
آن نازنین سرِ رفتن در این راهِ بی باز گشت را دارد(سروده ی ایّام جوانی) امّا این سفر آدابِ خود را دارد، او پس از اِحرام قصد (خونِ دخترِ رز) را دارد ( بیت الحلالِ خُم) و چقدر در این سعی و صفا می تواند بکوشد و در سرِ آن از سر و تن خود محافظت بکند(حافظ) و با چه توان مندی قصد هفت بار گردیدن(طواف) بر آن بیت الحرامِ خُم(هفت خط جام) را دارد و اگر عمر یاری بکند این گردیدن را با پا طی نمی کند بلکه با سر می رود که “چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست” و کمتر کسی  پس از این کوشیدن(صفا= هفت خط کشیدن) توان طی کردن مروه را داشته. “چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد” “که گر به پای درآیم به در برند به دوشم”
ساقی ار باده از این دست به جام اندازد/عارفان را همه در شربِ مدام اندازد/ چه مستی است ندانم که رو به ما آورد/که بود ساقی و این باده از کجا آورد/ ازین افیون که ساقی در می افگند/ حریفان را نه سر ماند و نه دستار/ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت/این نقش ها نگر که چه خوش در کدو ببست
حافظ
ساقیان لاابالی در طواف/هوشِ میخوارانِ مجلس برده‌اند/جرعه‌ای خوردیم و، کار از دست رفت/تا چه بی هوشانه در می کرده‌اند؟/ما به یک شربت چنین بی خود شدیم/دیگران چندین قدح چون خورده اند؟
سعدی
خیز و در کاسه ی زر آبِ طربناک انداز/
پیشتر زانکه شود کاسه ی سر خاک انداز
بس که در پرده (چنگ) گفت سخن/
ببُرش موی(تا) (نموید) باز
« إِنَّ اللَّهَ یُبَاهِی بِالطَّائِفِینَ » ؛
« خداوند به طواف کنندگان مباهات می کند . »
“ساقی به جام عدل بده باده”
قبولِ حق
مرا به کشتیِ باده در افکن ای ساقی
که گفته اند نکویی کن و در آب انداز
حافظ

👆☹

رضا ساقی نوشته:

حال خونین دلان که گوید باز
وزفلک خون خُم که جویدباز
این غزل به زبانی کنایه آمیز گوشه ای از وضعیّتِ حاکمیّت متشرّعین ِ یکسونگررا بازتاب داده وتصاویری ازسختگیریها،خشونت وتمامیّت خواهی ریاکاران را ارایه می دهد.
چنین بنظرمی رسد که غزل متعلّق به دوران امیرمبارزالدّین هست. دورانی که میخانه ها وعشرتکده ها بسته شده وخُم ها زیرپای تعصّب وخشکه مغزی بسته شده و تمامیّت خواهان، روزگارسختی برای همه به ویژه رندان باده نوش ووارستگان وآزاداندیشان تحمیل کرده بودند.
حافظِ وارسته ازبندتعلّقات دینی ودُنیی، درآن شرایط سخت وخفقان مذهبی، درسوگ شراب مرثیه خوانی کرده وبه زبان کنایه وایهام،نارضایتی خودراابرازنموده است.
خونین دلان: کنایه ازرندان وآزادگان،عاشقان وباده نوشان. شراب به رنگ ارغوانی ودرحقیقت خون انگوراست بنابراین خُم ها وکوزه های شراب نیزخونین دل به شمارمی روند ازآن روکه دردلشان شراب سرخ وجود دارد.
“خُم” ظرف مخصوصی که انگوریاخرما رادرداخل آن ریخته وطی فرآیند مشخصی تبدیل به شراب می کنند.درقدیم معمولاً خُم ها ازخاک کوزه گری درست می شد.
معنی بیت: چه کسی می تواندشرح حالِ خرابِ رندانِ باده نوش راکه به همراه خُم های شراب درزیرپای تمامیت خواهان شکسته وخونشان ریخته شده است بازگوکند؟
چه کس می تواند بهای خونهای ریخته شده وخُم های شکسته شده را بازبستاند؟
دوش بایادحریفان به خرابات شدم
خُم مِی دیدم وخون دردل وپادرگِل بود
شرمش ازچشم می پرستان باد
نرگس ِ مست اگر بروید باز
معنی بیت: ازاین پس گل نرگس نیز که نمادِ شهلایی ومستیست به احترام عزای مرگ شراب نخواهدروئید اگردرهمین وضعیت دوباره گل نرگس بروید وبشکفد باید ازچشم می پرستان که به شراب دسترسی ندارندخجالت بکشد.
جز فلاطون خم نشین شراب
سرّحکمت به ما که گوید باز
فلاطون: حکیم افلاطون
فلاطون خُم نشین شراب: شراب وخواص مستی بخش آن که دردرون خم نشسته ، به افلاطون تشبیه شده است. البته درحقیقت افلاطون خم نشینی نکرده بلکه “دیوژنِ کلبی ِ یونانی” فیلسوفی بوده که با نیّتِ تبلیغ ساده زیستی دردرون خُم زندگی می کرد. بنظرمی رسد ازآنجاکه حافظ قصد داشته از حکمت شراب وارزش آن سخن بگویدوجایگاه آن راباجایگاهِ فیلسوفان برابربداند افلاطون را که نسبت به دیوژن شهرت بیشتری داشته انتخاب کرده است.
سّرِحکمت: اسرار دانش وآگاهی، رازورمزسعادتمندی ومعرفت
معنی بیت: به جزشراب ِ خُم نشین که به مانندِ افلاطون،حکیمانه به ما ازرازورمز دانش ومعرفت سخن می گوید چه کسی می تواند ماراازخواب جهالت بیدارسازد؟
شراب درنظرگاه حافظ، علاوه برسودمندیهایی که افرادی چون بوعلی سینا ودیگران خاطرنشان کرده اند وسیله ی شادی وعیش وعشرت،مایه ی مستی وراستی وزایل کننده ریا وتزویراست.
عیبِ مِی جمله بگفتی هنرش نیزبگوی
نفی حکمت مکن ازبهر دل عامی چند
هرکه چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
گل لاله به واسطه ی آنکه به شکل پیاله وجام یا همان کاسه می باشد اغلب دستمایه ی شاعران قرارگرفته ومضمونهای جالبی پیرامون این مطلب خَلق شده است. حافظ بیشترازهرشاعری، کاسه وپیاله ی لاله را درکانون توجّه قرارداده ومضامین نغز وبدیعی آفریده است.
کاسه گردان: کس که به منظورخاصی کاسه می گرداند. گدا ودرویش برای گرفتن کمک وشعبده بازبرای ایجادسرگرمی،برسرچوبی بشقاب وکاسه می گرداند. امّا دراینجا این معنی مدّ نظرشاعرنیست چراکه لاله نه به گدایی ودرویشی شهرت دارد نه به شعبده بازی.
لاله با اینکه به واسطه ی داشتن شکل ظاهری ورنگِ خاص،به پیاله یا کاسه ی شراب تشبیه شده است لیکن پیاله ی لاله خالی ازشراب است وبه رغم اینکه لکّه ی سیاهی که دردل لاله به شکل پیاله ی پرازشراب به چشم می خورد هیچ شرابی دردرون آن وجود ندارد. درنظرگاهِ لطیف شاعر،کاسه ی لاله برگردانده شده ومحتوای آن (شراب)فروریخته وبه اصطلاح کاسه گردان(کاسه اش برگردان) شده است.
رُخ به خون شُستن: یعنی تقاص پس دادن، خود به دست خویش بدکردن وتاوان آن بدی رادادن.
معنی بیت:هرکسی که مانند لاله، پیاله اش (به هربهانه ای)برگردد وخالی شود ازاین ستمی که درحقّ ِخویش کرده بی تردید تاوان آن راوبهای سنگین ِ این جفاراخواهدپرداخت همانگونه که لاله نیزاززمانی که پیاله اش برگشته ومحتوای آن خالی شده(فارغ ازاینکه چه کسی کاسه اش رابرگردانیده وومرتکب ِجفاشده) تاوان این جفا راپرداخته ورخسارش به خون شسته شده است(اشاره به همان لکّه ی ارغوانی ِ مایل به سیاهِ درون پیاله ی لاله)
حافظ دراینجا آن لکّه ی سیاه وداغ ِ دل لاله رانشانه ی تاوانِ جفایی درنظرگرفته که درحقّ لاله به واسطه ی خودِ لاله یادیگران صورت گرفته است.
چون لاله مِی مبین وقدح درمیان کار
این داغ بین که بردل خونین نهاده ایم
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بوییدن: بوکردن واستشمام کردن دراینجا کنایه از”بوسیدن” است لیکن باتوجّه به تشبیهِ دل به غنچه، بوییدن رابکارگرفته تا واژه ها بایکدیگرتناسب داشته باشد.
معنی بیت: دلم همچون غنچه ای فروبسته،گرفته وملول است، آن زمان دلم خواهدگشود وهمچون غنچه خواهدشکفت که شمیم روح فزای ساغری ازشرابِ لبش رااستشمام کنم. بوسه ای ازلبِ نوشین یار،فروبستگی ِ دلم رامی گشاید.
چوغنچه برسرم ازکوی اوگذشت نسیمی
که پرده بردل خونین به بوی اوبدریدم
بس که درپرده چنگ گفت سخن
ببُرش موی تا نموید باز
چنگ: آلت موسیقی
در پرده سخن گفتن: باکنایه ورمزسخن گفتن. ضمن آنکه تغییر ارتعاشی میان دو نت متوالی درموسیقی رانیزپرده گویند بنابراین درپرده سخن گفتنِ چنگ ایهام دارد. یعنی شرایطِ اجتماعی وسیاسی جامعه،مطلوب نیست ،اختناق وخفگان حاکم است وکسی حتّا آلت موسیقی نیزنمی تواند آزادانه حرف دل خودش رابگوید.
ببُرش موی: مویش را ببر، تارهای آن را قطع کن .
نَمَوید: گریه نکند،مویه وزاری نکند
معنی بیت: جامعه ی ما آنقدرسرکوب شده وآزادیهاسَلب شده که حتّا “چنگ” نیزبارمز وکنایه سخن می گوید نمی تواند آزادانه هرطورکه دلش می خواهد سخن بگوید (آهنگ های شاد ودلنوازتولید کند) تارهای چنگ راببُرید تابیش ازاین گریه وزاری نکند.
گِردِ بیت الحَرام خُم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز
بیت الحرام:خانه ی خدا
“بیت الحرام ِ خم” ترکیبی حافظانه،زیبابرای رندانِ ازبند تعلّقات رسته وصدالبته بسیارکوبنده وویرانگربرای زاهدان ومتشرّعین هست. اشاره به همان خُمره هست که خانه ی شراب می باشد. شراب ازمنظرشریعت،نجس ونوشیدنش حرام می باشد. حافظ به مددِ نبوغی که داشته، زبانِ طنز وباچاشنی طعنه، به متشرّعین ِ متعصّب می رساند که خُمخانه برای حافظ آنقدر حُرمت دارد که کعبه برای زاهدان ندارد. اگرامروزمیخانه هارابه سنگ کینه وتعصّب بربستید نمی توانید اشتیاق ومیل درونیِ حافظ وباده نوشان رابه شراب (این آبِ حرام) خاموش کنید.
پوییدن: دویدن وبه شتاب رفتن دراینجا طواف کردن
معنی بیت: اگرعمری باقی بوده باشد حافظ سرانجام توفیق طوافِ خمخانه راپیداخواهد کرد ونه با پاهای خویش بلکه باسرمشتاقانه گِرداگِرد آن راخواهدپیمود.
شراب درنظرگاه حافظ، صرفاًبه بهانه ی اینکه به گفته ی ابن سینا ودیگران برای جسم وجان سودمندی دارد عزیزنیست بلکه شراب ومِی درنظرگاه حافظ ازآن روکه تولیدکننده ی عیش وشادمانی وبرطرف کننده ی ریا وتزویرمی باشد اسلحه ای کاملاً مناسب وویرانگر درنبرد باریاکاریهای زاهدانه هست. چنانکه حافظ بارها خود به حرام بودن باده وشراب اشاره کرده،لیکن خوردن مال وقف ازسوی متشرّعین راحرام تر وکثیف تربرشمرده است.
فقیه مدرسه دی مست بود وفتوا داد
که مِی حرام ولی به زمال اوقافست.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام