گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

گل بی رخ یار خوش نباشد

بی باده بهار خوش نباشد

طرف چمن و طواف بستان

بی لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل

بی صوت هزار خوش نباشد

با یار شکرلب گل اندام

بی بوس و کنار خوش نباشد

هر نقش که دست عقل بندد

جز نقش نگار خوش نباشد

جان نقد محقر است حافظ

از بهر نثار خوش نباشد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » قصه باران » رقصیدن سرو

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملیحه رجائی نوشته:

رخ = چهره محبوب
باده = شراب
طَرف = گوشه و کنار
طواف = گردش
لاله عِذار = چهره زیبای یار
هَزار = بلبل
شکر لب = لب شیرین
گل اندام = بدنش مانند گل لطیف و نرم
نقش = تصویر
نقش نگار = صورت محبوب
نقد = زر و سیم، سرمایه
نثار = آنچه بر سر عروس بپراکنند، بخشیدن
محقر = ناچیز، کوچک
معنی بیت ۵: هر تصویری که دست عقل بکشد جز صورت محبوب درآن میان دلپذیر نمی باشد.
معنی بیت ۶: ای حافظ ! جان یک سرمایه ناچیزی است پس برای نثار و بخشیدن در راه جانان ارزشی ندارد.

امین کیخا نوشته:

حکایت شکر لب شگفت است که در زمان حافظ به یار خوش دهان می گفته اند اکنون نام بیماری ای می باشد به نام cleft palate که در ان لب و کام در پیوستن به هم ناکام مانده اند و لب کفیده و شاق شده است ( شاق همان شق است یعنی ترک و شکاف و فارسی است و به عربی رفته و کفیده و کافیده هم یکیست یعنی شکاف دار )

امین کیخا نوشته:

نقد محقر نقد که پول است که پاره هم می گفته اند اما در فارسی پاره از میان رفته است ولی در کردی مانده است محقر هم می شود ناچیز و یا به قول کهنتر نچیز و نچیز را حکیمان ما بجای عدم به کار می برده اند

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

فکر کنم cleft palate نام بیماری نباشد بلکه نوعی نقص عضو در ناحیه ی دهان است که بین ما به لب شکری ( نه شکر لب ) مشهور است . شکر به معنای قند و شکر نیست بلکه شکار کردن است . لب شکری لبی که قسمتی از آن شکار شده است .از شکریدن . مانند لبی که قسمتی از آن را گلوله یا تیری دریده باشد .

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

البته این را هم اضافه کنم که عده ای هم معتقدند لب شتری یا شتر لب بوده است و بعد به لب شکری تغییر داده است .

امین کیخا نوشته:

با درود بر شرح سرخ بر حافظ . درست می فرمایید من کمی کلان نویسی و کلی نویسی کردم . راستش را اگر بخواهید cleft lip یک نقص تکاملی در ناحیه دهان و لب است که جز اختلالات mid line defect s است که گروهی نا بسامانی را در بر میگیرد از نبودن کرپوسکلزوم در مغز تا نبود ساکروم و خاج در لگن و بیماریهای سپتوم دهلیز و شکمچه قلبی را هم شامل می شود . من کلی گویی کردم چون می ترسیدم دانشفروشی کرده باشم یا اینکه در این انجمن نرمدل و مهربان سخن نا پیوسته به بحث و جستاری نوشته باشم .

امین کیخا نوشته:

نظر حضرت عالی در مورد شکر لب هم در ست است یعنی شکردن و شکار معنی دریدن می دهد هنوز در خوزستان شیک یعنی چاکی که چاقو می دهد .

دکتر ترابی نوشته:

بوس و کنار بایاری اگر چه گلندام اما لب شکری گمان نمی برم به مزاج شیرازیان خوش می آمده است یاامروز بیاید!!!. منظور خواجه همان شکرین لب بوده است.

کمال نوشته:

فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،گاهی اوقات بعضی ازکارها
درست ازآب درنمی آیدوبه انتهانمی رسد،،،،،،
پافشاری نمودن درست نیست وعمرتلف ،،،،،
کردن است .بنابراین بافکربدنبال کارهای،،،،،،،
خودباش برای رسیدن به مقصودکمرهمت،،
ببندیدوآماده آزمایشات بیشتری باشید،،،،،،،،،،
برای رسیدن به خواسته ارزشمندبهایی،،،،،،،،،
ارزشمندبایدپرداخت،پیروزی باشماست‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

عاطفه نوشته:

دوستان گرامی cleft palate , cleft lip دو نقص مادرزادی هستند که به نام کام شکری و لب شکری نیز گفته می شود و بیماری محسوب می شوند . این نقایص در هیچ دوره ای با زیبایی همراه نبوده و گمان نمی کنم مقصود حافظ اشاره به این موارد باشد . هردوی این نقایص امروزه نیازمند درمان جراحی هستند و چنان که می دانید بسیاری از این افراد دچار مشکلات کلامی و … هم هستند.

رضا ساقی نوشته:

گل بی رُخ یارخوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
معنی بیت:
گل هرچندکه عزیزاست لیکن بدون حضوریار و رخسارزیبای اوهیچ لطفی ندارد همچنین “بهار”باآن همه صفا وطراوت ، فقط با وجودشراب است که نشاط انگیزوروح افزامی گردد.
حافظ نازنین وعاشق پیشه، اگریاروحودنداشته باشد به جهان وزیبائی های اوهیچ رغبتی ندارد فقط با حضوراوست که جهان درنظرش زیبا وخیال انگیزمی نماید.
مرابه کارجهان هیچ التفات نبود
رُخ تودرنظرمن چنین خوشش آراست
طَرف چمن و طَواف بُستان
بی لاله عذار خوش نباشد
طَرف :گوشه ، کنار
طواف بُستان :سیاحت وقدم زدن دربستان
لاله عِذار: لاله روی ، رخسارهمچون لاله لطیف وزیبا.
معنی بیت: گردش وسیاحت دربستان وچمن هنگامی که با یاری لاله رخ نباشی اصلاً دلپذیر وفرحبخش نیست.
حافظ چنان دربندمحبّتِ دوست گرفتاراست که برای دیداربا او حاضراست علاوه برزیبائیهای جهان حتّاهمه ی نعمت های بُستانِ بهشت رانیزرهاکند.
سبزه ی خطّ تودیدیم وزبُستان بهشت
به طلبکاریِ این مِهرگیاه آمده این
رقصیدن سرو و حالتِ گل
بی صوت هزارخوش نباشد
هزار: بلبل
معنی بیت:رقص درختان سرو وشکل وشمایل زیبای گل، بدون آوازبلبل ذوق بخش ودل انگیزنیست ووقتی سوزوگدازبلبل(عاشق) باکِبر ونازِگُل(معشوق) درهم می آمیزد وآتش رخسارگل خرمن وجودبلبل رامی سوزاند خیال پرور وروح افزامی شود.
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش رامسوز
کزسرصدق می کندشب همه شب دعای تو
با یار شکرلب گل اندام
بی بوس وکنارخوش نباشد
شکرلب: لب شیرین ،سرخ وآبدار
معنی بیت: اگریارشیرین لبِ گل اندام نیزدرکنارت باشد امّا درآغوش نکشی وازلبان سرخ وآبدارش نبوسی وکام نگیری بازهم این درکنارهم بودن زیاد راضی کننده نخواهدبود.
بوسیدن لب یاراوّل زدست مگذار
کآخرملول گردی ازدست ولب گزیدن
هر نقش که دست عقل بندد
جز نقش نگار خوش نباشد
معنی بیت: تصمیماتی که عقل می گیردوتصویرات خیالی ازآنها درکارگاه ذهن شکل می گیرد اگردرمورد یار وعکس رخ اوباشد مطلوب ودلپذیراست مابقی تصمیمات وتصویراتی که ازجانب عقل صادرمی گردد بیهوده وبی مورد هستند.
عقل درقیاس باعشق، بسیار حقیر وبی مقدار وناتوان است ولی اگر تدابیرش را درتصویر سازی رخساریار بکارگیرد خوب است.
قیاس کردم وتدبیرعقل دررهِ عشق
چوشبنمیست که بربَحرمی کشد رقمی
جان نقد محقّر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
نقد: نقدینگی، سکّه
محقّر: بی مقدار، حقیر
نثار: تقدیم کردن،هدیه دادن
معنی بیت: ای حافظ ،جان برای هدیه دادن به یار، همانندِ یک سکّه ی بی ارزش است وسزاواریار عزیزوالامقام نیست.
نثارخاکِ رهت نقدجان من هرجند
که نیست نقدِ روان رابر ِ تو مقداری

کانال رسمی گنجور در تلگرام