شیخناشب تا سحر مست و خراب از باده بود
در خرابات مغان مست و خراب افتاده بود
با حریفان دغل نرد و قمار و جام می
کرده بود و برده بود و خورده بود و داده بود
شیخنا را با نگاری ساده کار افتاد دوش
ساده کار افتاده بود و شیخ مطلق ساده بود
چون سبوقی کرده و می خورده بر پهلوی خویش
خفته و خشت سر خم زیر سر بنهاده بود
شیخنا بیچاره در این کار تقصیری نداشت
ساده بود و باده بود و بزم عیش آماده بود
بنگ خورد و چنک زد افیون کشید و می چشید
شیخنا از قید هستی ساعتی آزاده بود
نیست بود و هست شد، هشیار بود و مست شد
شیخنا از نو مگر دیشب ز مادر زاده بود
در برش ساده، بلب باده، ز پا افتاده مست
بیخود و عریان تنش از خرقه و لباده بود
دیدمش با آنکه چون من باخت دیشب قافیه
پشت خم در صبحدم چون دال بر سجاده بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شیخی است که تا صبح در حال مستی و خرابی از شراب بوده است. او در جمع دوستانش به قمار و بادهنوشی مشغول بوده و با یک دختر سادهدل به مشکل برمیخورد. شیخ در حالی که باده نوشیده و خوابش برده، بیخبر از دنیای خارج و آزاد از قید هستی به سر میبرد. او در این وضعیت عریان و بیخود شده و در نهایت صبحدم با حالتی آشفته در حال نماز است. شیخ هیچ تقصیری در این وضعیت ندارد و تنها تحت تأثیر سادگی و بادهنوشی قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به حال و هوای شیخی است که تا صبح در حال سرمستی و شیدایی از شراب بوده و در میان مجالس عیاشی و خوشگذرانی غرق شده است. او در آن فضا به حالتی مست و پریشان فرو رفته است.
هوش مصنوعی: او با رقبای فریبکار در بازی و قمار مشغول بود، و در این میان هم پیروز شده بود و هم نوشیدنی میخورده و هم به دیگران داده بود.
هوش مصنوعی: دیشب شیخ ما با دختری بیادعا و بیپیرایه دچار ماجرایی شد. در حالی که آن دختر در وضعیت سادهای قرار داشت، شیخ هم به کلی بیتظاهر و ساده به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: او به حالت خوابیده بر روی پهلوی خود، مثل یک انسان سرخوش و شاداب، بر روی یک تکه خشت که زیر سرش قرار دارد، استراحت میکند.
هوش مصنوعی: شیخ ما در این کار بیچاره بود و تقصیری نداشت؛ او انسان سادهای بود و در میان شراب و شادیهای زندگی غرق شده بود.
هوش مصنوعی: شیخ در حال نوشیدن شراب و مصرف افیون بود و در این لحظه از قید و بندهای زندگی آزاد شده و لحظهای بیخیال و رها به سر میبرد.
هوش مصنوعی: هیچ وجودی وجود نداشت و ناگهان به وجود آمد. شیخ با هوشیاری مست شد، مگر اینکه او دیشب دوباره به دنیا آمده باشد.
هوش مصنوعی: در این تصویر، فردی را میبینیم که در فضایی ساده و بیپیرایه نشسته است. او که تحت تأثیر باده مست و بیخبر از حال خود است، لباسهایش را به کلی کنار گذاشته و به حالتی عریان در آمده است. حالت او نشاندهنده بیخیالی و رهایی از قید و بندهای دنیوی است.
هوش مصنوعی: او را دیدم که در صبح، همانطور که من دیشب در رقابت شکست خوردم، مثل دالی بر سجاده نشسته بود و در حالتی غمناک و خسارتبار به نظر میرسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش یارم پرده از رخسار خود بگشاده بود
گویی از حسنش قیامت در جهان افتاده بود
در ملاحت مثل او هرگز ندیدم در جهان
آن پری رو گوئیا در حسن حوری زاده بود
وه چه عیشی داشتم کز چشم مست و روی او
[...]
دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود
آن چه دل می خواست از اسباب عیش آماده بود
هیچ کس زان طره پیچیده سر بیرون نکرد
با وجود آن که مضمون پیش پا افتاده بود
شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
موج می پروانهٔ آتش به جان افتاده بود
پیش از آن ساعت که آمد سر و شوخش در خرام
رنگ را چون نقش پا رخسارم از کف داده بود
از کف پایت ز بس نازکتر از برگ گل است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.