گنجور

شمارهٔ ۲۳ - طعنه بدخواه

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

من نمی گویم که جور روزگارم میکشد

طعنه بدخواه و بد عهدی یارم میکشد

دور از او بی طاقتی باشد که روزی چند بار

محنت و دردی و داغ انتظارم می کشد

من نهانی عشق ورزم با دل آن تندخو

از برای عبرت خلق آشکارم می کشد

در روم در کوچه ای بازیچه طفلان شوم

ور نشینم گوشه ای فکر تو زارم می کشد

شب گذارم در خیالت روزگارم چون شود

روز،فکرِ ناله شبهای تارم می کشد

شوق دیدارت مرا زین پیش و کنون

آرزوی بوسه امید کنارم می کشد

می کشد زحمت طبیبی غافل است از اینکه او

همچو محیی سوزش جان فکارم می کشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام