سرم شد باز گرم از مژده بیجای سودایی
به غم دل را بشارت ده، که عاشق میشوم جایی
چرا جام محبت نشکند عهد لب مستان؟
که آمد لای کش دیوانه میخانه پیمایی
به دیگر باره رسوایی، بشارت روح مجنون را
که آمد با محبت تازه پیمان کرده رسوایی
دو چشمم ماند قدسی بر سر هر ره چو نقش پا
که گردد آبروی چشم من، خاک کف پایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حسای عشق و شور و شوق شاعر اشاره دارد. شاعر با احساساتی پرشور و ناامیدانه از آمدن عشق سخن میگوید و به دل خود نوید میدهد که عاشق خواهد شد. او نگران این است که عشقش کمتر از انتظارش باشد و به دنبال معشوقش، چشم به راه است. در نهایت، او از زیبایی و زینت عشق سخن میگوید و آرزو دارد که مشهور و محبوب باشد.
هوش مصنوعی: سرم دوباره از خبرهای دروغین شاد شده است، به دل غمگینم بگو که قرار است در جایی عاشق شوم.
هوش مصنوعی: چرا پیمانه عشق نباید ارتباط بین لبهای مینوشندگان را بشکند؟ چرا که در میخانه، دیوانگی و سرخوشی به رقص و نوشیدن دعوت میکند.
هوش مصنوعی: درود دوباره بر رسوایی، که خبر از ورود روح مجنون میدهد، روحی که با عشق، عهد و پیمان تازهای بسته است و دوباره به رسوایی بازگشته است.
هوش مصنوعی: چشمهای من مانند فرشتگان است که به هر راهی مینگرند، همچون ردپایی که زیبایی و اعتبار چشم من را به خاک کف پا میسپارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهار آمد من و هر روز نو باغی و نو جایی
به گشتن هر زمان عزمی به بودن هر زمان رایی
قدح پر باده رنگین به دست باده پیمایی
چو مرغ از گل به گل هر ساعتی دیگر تماشایی
نگاری با من و رویی نه رویی بلکه دیبایی
[...]
شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائی
فلک چون پر ز نسرین برگ نیل اندوده صحرائی
نشیب و توده و بالا همه خاموش و بیجنبش
چو قومی هر یکی مدهوش و درمانده به سودائی
زمانه رخ به قطران شسته وز رفتن برآسوده
[...]
ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی
تو آن بی مثل و بی شبهی که دور از دانش مایی
ز وهمی کز خرد خیزد تو زان وهم و خرد در وی
ز رایی کز هوا خیزد تو دور از چشم آن رایی
پشیمانست دل زیرا که تو اسرارها دانی
[...]
خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
همت بیمغز هشیاری همت بیدیده بینایی
چه گویی در وجود آن کیست کو شایستگی دارد
که تو با آب روی خویش خاک پای او شایی
کسی کاندر جهان بیهیچ استکمال از غیری
[...]
زهی اخلاق تو محمود همچون عقل و دانائی
زهی ایام تو مشکور همچون عهد برنائی
امام شرق رکن الدینکه سوی حضرتت دایم
خطاب انجم و چرخست مولانا و مولائی
اضافت با کف رادت ز گیتی گنج پردازی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.