گنجور

شمارهٔ ۴۴۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

از ره به خواهش دل شیدا چه می‌روی

گر عاشقی، به کوی تمنا چه می‌روی

در گل گرفته‌ام در و بام ترا ز اشک

دیگر به باغ، بهر تماشا چه می‌روی

بی بوی پیرهن مبر از گریه نور چشم

چون باد شرطه نیست، به دریا چه می‌روی

خواهد کشید پرده ز رخ، گل به وقت خویش

ای باد صبحدم، به تقاضا چه می‌روی

یوسف نه‌ای تو، طاقت زندانت از کجاست

بی پرده پیش چشم زلیخا چه می‌روی

دامن گرفتن تو چنان آیدم، که کس

پرسد ز آفتاب که تنها چه می‌روی

کمتر ز لاله‌ای نتوان بود در جهان

بی داغ دل، به دامن صحرا چه می‌روی

عالم ز تو خراب شد ای اشک پرده‌در

بس کن، پی برهنه به یغما چه می‌روی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام