گر چو شمع آتش برآید از گریبان کسی
به که باشد گردنش بی طوق فرمان کسی
معذرت خواهم، ندانم، یا کنم دعوای خون
گر رسد روز جزا دستم به دامان کسی
کو جنون تا پنجهام قید گریبان بگسلد؟
پیرهن تا کی بود چون غنچه زندان کسی؟
ابر را نشنیدهام هرگز ببارد خون، مگر
بر گرفتند آستین از چشم گریان کسی؟
آتش جانسوز، میدانم کسی غیر تو نیست
بهر آن سوزم چو بینم داغ بر جان کسی
از حریفان بیشتر بر روی ساقی واله است
از قدح ترسم، نباشد چشم گریان کسی!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به احساس عمیق و درونی خود نسبت به عشق و درد اشاره میکند. او از آتش احساساتش میگوید که مشابه شعلههای شمع است و از قید و بندهایی که عشق بر جانش گذاشته، شکایت دارد. او به جستجوی جنون و آزادی میپردازد و میخواهد از درد و رنجی که به خاطر عشق میکشد، رها شود. همچنین، شاعر به حضور عشق دیگری غیر از معشوق خود اشاره میکند که هیچکس نمیتواند جای او را بگیرد و در نهایت به ضرورت اشک و احساسات در این دنیای عاشقانه اشاره میکند. این اشعار به زیبایی احساسات عاشقانه و غمهای مرتبط با آن را بیان میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند شمع شعلهور شود، بهتر است که گردن او زیر بار فرمان و مسئولیت کسی نباشد.
هوش مصنوعی: متأسفم، اما نمیدانم. اگر روز حسابرسی فرا برسد و کارها به جدل و نزاع بکشد، دستم به دامان کسی خواهد بود.
هوش مصنوعی: بیتابی و دیوانگی چقدر باید باشد تا بتوانم از قید و بند زندگی رهایی پیدا کنم؟ تا کی باید این لباس بر تنم باشد و مرا مانند غنچه در بند نگه دارد؟
هوش مصنوعی: باران خون را هرگز از ابر نشنیدهام، مگر اینکه کسی با چشمان گریان آستینش را بالا زده باشد.
هوش مصنوعی: میدانم که تنها تو هستی که برایم مهمی و به همین خاطر وقتی میبینم کسی درد و رنج کشیده، خودم هم دچار آتش وجودی میشوم.
هوش مصنوعی: از حریفان بیشتر به ساقی خوشنودم و از جام شراب میترسم که مبادا کسی در این حال چشمش بخورد و بگرید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیش ازین آتش مزن در عالم ای جان کسی
رحم کن بر تشنگان ای آب حیوان کسی
می زند بحر از لب خشک صدف موج سراب
چند خودداری کنی ای ابر نیسان کسی؟
چون کتان در هر قدم صد سینه چاک افتاده است
[...]
گر صبا را ره نبودی در گلستان کسی
اینقدر بر بلبلان کی سوختی جان کسی؟
پای چون محکم کنم در بزم سرگرمان عشق؟
گر نخیزد شعله چون شمع از گریبان کسی
قدسی از جود کریمان شرم میآید مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.