گنجور

شمارهٔ ۴۴۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

به هوای صید یک ره، به گذار ما نیایی

تو که صید قدس گیری به شکار ما نیایی

رقم شهادت ما، دگری به دست دارد

اگر ای اجل بدانی، به شکار ما نیایی

برو ای صبا به شیرین، ز روان کوهکن گو

که شدی چو یار خسرو، به مزار ما نیایی!

سر کوی می پرستان، ز پیاله نیست خالی

تو که مرد پارسایی، به جوار ما نیایی!

مفریب وقت مردن، به امید وعده ما را

که تو شمع بزم غیری، به مزار ما نیایی

ز گمان هلاک گشتم، ز چه خیلی و چه نامی

که بیفکنی و بر سر چو سوار ما نیایی

تو غافلی ز قاتل، چه روی به پای تیغش

به همین که کشته گردی، به شمار ما نیایی

برو ای جوان ز پیشم، که اگر فرشته گردی

به نظر ز خوبرویی، چو نگار ما نیایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام