گنجور

شمارهٔ ۳۸۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

از ازل کشته آن طرز نگاه آمده‌ایم

صد گره در دل ازان زلف سیاه آمده‌ایم

بر سر کوی تو هر صبح چو آیینه مهر

همه تن چشم شده محض نگاه آمده‌ایم

موسی وادی عشقیم که تا طور وصال

همه جا با مدد شعله آه آمده‌ایم

بی گنه بر تن ما یک سر مو نیست، مگر

خوی عفویم که خواهان گناه آمده‌ایم؟

از مصیبت‌کده هجر به امید نجات

به در کعبه وصلت به پناه آمده‌ایم

بر سر چشمه حیوان تو ای کوثر لطف

به صد امید، چو لب تشنه گیاه آمده‌ایم

همچو قدسی به طواف حرم کعبه عشق

سر قدم ساخته صد مرحله راه آمده‌ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام