در غمت با گریه شام و سحر خو کردهام
روز و شب چون ابر با مژگان تر خو کردهام
گل نمیخواهم، پر است از پاره دل دامنم
می نمینوشم، به خوناب جگر خو کردهام
روز و شب دارم هوای لعل آن شیرین پسر
طوطیام، نبود عجب گر با شکر خو کردهام
کس نیارد بر سر من آن ستماندیش را
همچو قدسی با دعای بیاثر خو کردهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق غم و اندوه گو شاعر است. او با اشک شب و روز خود را آرام میکند و در این حالت، غم را چون ابرهای بارانزا تجربه میکند. شاعر از زیبایی و عشق به معشوق خود سخن میگوید، ولی در عین حال، او به جای شادی و لذت، با درد و حسرت زندگی میکند. همچنین، او به این نکته اشاره دارد که هیچکس نمیتواند به او کمک کند و او ناگزیر باید با مشکلات و ستمهای عشقش کنار بیاید. به طور کلی، این شعر نشاندهنده عمق احساسات و درگیریهای عاطفی شاعر است.
هوش مصنوعی: در غم تو، با اشکریزی در صبح و شب مانوس شدهام و روز و شب مانند ابر، چشمانم همیشه تر و پر از اشک است.
هوش مصنوعی: من نیازی به گل ندارم، دامنم پر از دلتنگی و غم است. همچنین دیگر شراب نمینوشم، چون به تلخی و درد درونم عادت کردهام.
هوش مصنوعی: من هر روز و شب به یاد آن پسر شیرینزبان و زیبا هستم که مثل لعل میدرخشد. طبیعی است که با این عشق و محبت، به شیرینی و خوشیها عادت کردهام.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بر من ظلم کند؛ من مانند فردی هستم که به دعاهای بیفایده عادت کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.