گنجور

 
قدسی مشهدی
 

گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم

به روی توست مرا دیده، تا نظر دارم

چو نقش پا به رهت دیده دوختم، ترسم

که بگذری تو، گر از راه دیده بردارم

مباد در دو جهان دستگیر، هیچ‌کسم

بجز تو در دو جهان گر کسی دگر دارم

خرید بیخودی‌ام از جفای خودداری

سرم چو نیست، چه پروای دردسر دارم

دگر به قتل که خنجر کشیده‌ای، که ز رشک

هزار خنجر الماس در جگر دارم

فریب شعله چو پروانه‌ام ز راه نبرد

که آتشی چو محبت به زیر پر دارم

ز شش جهت چو رهم بسته است نومیدی

ندانم این همه غم، از چه رهگذر دارم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.