گنجور

 
قدسی مشهدی
 

اگر نه صید کسی گشته مرغ نامه‌برم

چرا به خدمت یاران نمی‌رسد خبرم؟

به شوق تا به سر تربتش نمی‌رفتم

نمی‌نمود وصیت به عشق اگر پدرم

گشوده‌ام به هم آغوشی قفس، آغوش

گشاده از پی پرواز نیست بال و پرم

ازین که رفته به گل پای من در آن سر کو

چه منت است ز دل، شرمسار چشم ترم

نیم ز حال شب آگاه، اینقدر دانم

که مغز من شده خالی ز ناله سحرم

بر آستان توام خانه داد بخت بلند

درین مقام ندانم فرشته یا بشرم

نماند یک سر مویم تهی ز داغ جنون

هنوز تا سر زلفت چه آورد به سرم

خوش آمدی، سر این بی‌تکلفی گردم!

که امشب از در یاری درآمدی ز درم

به شوربختی خود زار نالم ای ناصح

چه احتیاج نمک بر جراحت جگرم

قضا تهیه روزی نکرده بود هنوز

که شد ز تیر تو، پبکان وظیفه جگرم

نیم چو مهر پریشان‌نظر، نمی‌دانم

چو نور مهر، چرا کوبه‌کو و دربه‌درم؟

سرم چو بید مولّه خم از تواضع نیست

به پیش، خجلت بی‌میوگی فکنده سرم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.