گنجور

 
قدسی مشهدی
 

گر شرم وصالت نبود قفل زبانم

گویم که فراق تو چها کرد به جانم

هنگام شکایت ز تو، از بس که گزیدم

چون بار صنوبر شده صد پاره زبانم

لرزد چو جرس بر سر هر ناله مرا دل

گویا که به غمهای تو پیوسته فغانم

گر بر ورق دل نهم انگشت، ز گرمی

چون خامه مو دود برآید ز بنانم

امروز نیم رانده ز بزم تو چو قدسی

عمری‌ست که از دور به حسرت نگرانم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.