گنجور

شمارهٔ ۲۷

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا

لب بسته ناامیدی ازین گفتگو مرا

در چشم خلق بس که مرا خوار کرده‌ای

نشناسد آب روی، کس از آب جو مرا

دور از تو کار خنجر الماس می‌کند

ساقی گر آب خضر کند در گلو مرا

من دل به خال و خط ندهم مهر پیشه کن

بلبل نیم که مست کند رنگ و بو مرا

پیمان ما به باده درست است داده‌اند

روز نخست دست به دست سبو مرا

خوردم هزار زخم نمایان ز تیر او

هرگز نبود لطف چنین، چشم ازو مرا

قدسی چه حال است که آلوده‌تر شوم

هرچند آب دیده کند شستشو مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام