گنجور

شمارهٔ ۲۴۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد

که از هزار خزان، با بهار نتوان کرد

ز آه بلبل شوریده دربدر گردید

نسیم اگرچه دل غنچه را پریشان کرد

نسیم صدق و صفا را دم زلیخا داشت

که شد چو وقت دعا، روی دل به زندان کرد

کجا ز ذوق گریبان‌دریدنش خبرست؟

کسی که سوی چمن رفت و گل به دامان کرد

چه سان شود مژه‌ام آب دیده را مانع

که شعله را نتوان زیر خار پنهان کرد

کسی که مانع قتلم شد از ترحم نیست

ترا ز کشتن من از حسد پشیمان کرد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.