گنجور

شمارهٔ ۲۲۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

رنجیدن تو باعث نومیدی من شد

پیراهن امید، مرا بی تو کفن شد

شاید که کسی گوش کند ناله ما هم

بایست هم‌آواز به مرغان چمن شد

معموری منزل بود از صاحب منزل

هرجا که نشستیم دمی، بیت حزن شد

افکند هما سایه ولی بر سر خاکم

شد تیرگی از جامه بختم، چو کفن شد

بهبودی احوال دل از سعی فلک نیست

بر گلخن اگر عشق گذر کرد، چمن شد

ما را نتوان گفت مسافر که به غربت

هرجا که نشستیم به باد تو وطن شد

زان دل نکنم چاک، که بیرون نروی تو

کز نکهت زلف تو دلم رشک ختن شد

سودای دگر نیست میان خط و زلفش

هز فتنه که شد بر سر آن چاه ذقن شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام