گنجور

شمارهٔ ۲۱۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند

بهار عیش مرا لاله‌ای در باغ نماند

همین نه زمزمه ما ز لب فراموش است

نوای مرغ سحر هم به طرف باغ نماند

به مهر بلبل و پروانه می‌خورم افسوس

که آب در چمن و تاب در چراغ نماند

ز شوق گریه دلم را چو لاله پنجه غم

چنان فشرد که خونابه‌ام به داغ نماند

همیشه جام حریفان ز می لبالب بود

به دور ماست که یک جرعه در ایاغ نماند

به کوی دوست هم آواز من نگردد غیر

درین چمن که منم جای بانگ زاغ نماند

کنم کناره ز کاهل‌طبیعتان قدسی

مرا دماغ حریفان بی‌دماغ نماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام