دگر به وسوسه توبهام دماغ نماند
بپار باده که نوری درین چراغ نماند
بهار ناله ز منقار بلبلی نشکفت
ز باد تفرقه، گویی گلی به باغ نماند
گذشت وصل و به جز حسرتی به دل نگذاشت
به یادگارم ازان شعله غیر داغ نماند
نه ریخت ساقی وصلش، نه کس لبی تر کرد
به حیرتم که چرا باده در ایاغ نماند
ز تاب آتش دل خون نمانده در دیده
فغان که جام مرا رشحه فراغ نماند
چو دل به دامن زلف تو دست زد قدسی
چو پیک دیده، سراسیمه در سراغ نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و ناامیدی شاعر است. او به یاد روزهای وصال و لحظات شیرین عشق میافتد، اما اکنون چیزی از آنها باقی نمانده است. شاعر از توبه و وسوسههای آن صحبت میکند و احساس میکند که دیگر شادی و نور در زندگیاش وجود ندارد. باده که نمادی از عشق و سرخوشی است، در زندگیاش جایی ندارد و او فقط حسرت و خاطرهای سوزان را به جا گذاشته است. او به طبیعت و گلها اشاره میکند که دیگر زیبایی و طراوت گذشته را ندارند و دلش پر از درد و اشک است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشقش تمام شده و تنها حسرتی به دلش مانده است.
هوش مصنوعی: دیگر جایی برای توبه و نگرانی ندارم، بیدرنگ باده بنوش که دیگر نوری در این چراغ باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: بهار نمیتواند با صدای خوش بلبلی شاداب شود، چون بادهای فاصله و جدایی باعث میشوند که گلی در باغ باقی نماند و همه چیز بیرحمانه خشک و بیحالت شود.
هوش مصنوعی: اتصال و ارتباطی که داشتم، جز حسرتی در دل برایم باقی نگذشت. از آن آتش عشق، حتی غیر از داغی احساس نمیکنم.
هوش مصنوعی: ساقی به من آبی نمیدهد که به من وصل شود، و هیچکس هم زبانی تر نکرد که دلیلی برای این حیرت پیدا کنم که چرا شراب در لیوان نمیماند.
هوش مصنوعی: از شدت سوزش دل، دیگر چیزی در چشمانم نمانده است که بریزد. آه و فریاد میکنم که دیگر جام وجودم از شادی خالی شده است.
هوش مصنوعی: وقتی دل به دامن زلف تو نزدیک شد، مانند موجودی مقدس و با شگفتی، دیگر در سراغ چیز دیگری نماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به زلف سنبل وخط بنفشه کی پیچم
مرا که ذوق پریشانی دماغ نماند
چه سیل بود که از کوهسار حادثه ریخت
که در فضای زمین گوشه فراغ نماند
مباد چشم بدی در کمین عشرت کس
[...]
بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
بهار عیش مرا لالهای در باغ نماند
همین نه زمزمه ما ز لب فراموش است
نوای مرغ سحر هم به طرف باغ نماند
به مهر بلبل و پروانه میخورم افسوس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.