شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه میسازد
محبت، شمع را پروانه پروانه میسازد
ز سنگ محتسب خالی نگردد حلقه مستان
ز خاک یک سبو، ایام صد پیمانه میسازد
به دیوار حرم چون تکیه کردم، چاک زد جامه
سر شوریدهحالان، سنگ را دیوانه میسازد
تو هم در بیقراریها مرنج از من چو میبینی
که با آن سرکشیها شمع با پروانه میسازد
ز حرف آشنا بگریز در کوی بتان قدسی
که این آب و هوا با مردم بیگانه میسازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به معشوق و عشق اشاره دارد و بیانگر اثرات عمیق عشق در دل عاشق و دیوانگی ناشی از آن است. شمع و پروانه به عنوان نماد عشق و جذابیت، نشان میدهند که عشق میتواند انسان را به شور و شوق برساند. عشق و محبت به سرنوشت مستان و دلدادگان اشاره دارد که با وجود مشکلات و محدودیتها، عشق آنها را سیراب میکند. شاعر به تکیه بر دیوار حرم اشاره میکند، جایی که اوضاع عاطفی و دیوانگی عاشقان را توصیف میکند. همچنین، شاعر به محبوبش میگوید که در بیقراریها نگران او نباشد، زیرا عشق مانند شمع و پروانه با یکدیگر در تعاملاند. در پایان، شاعر هشدار میدهد که از فضای آشنا دور شده و از افرادی که در این فضا هستند دوری کند، چون این محیط با اشخاص بیگانه سازگاری ندارد.
هوش مصنوعی: صبر و تحمل عاشقان باعث میشود که محبوبشان دیوانه و شیدا شود. همچنین عشق و محبت همچون شمعی است که پروانه را به خود جذب میکند و او را به گرد خودش میچرخاند.
هوش مصنوعی: چرخش و زندهدلی تا زمانی که خمرهاش پر باشد، از سختیهای زندگی کاسته نمیشود؛ حتی اگر یک ظرف از خاک تهیه شده باشد، میتواند روزهای زیادی نوشیدنی فراهم کند.
هوش مصنوعی: وقتی به دیوار حرم تکیه میزنم، لباس سر و تهام پاره میشود و این نشان میدهد که سنگ و سنگینی این مکان هم میتواند دیوانهوار باشد.
هوش مصنوعی: تو هم در ناآرامیها دلگیر نباش، وقتی میبینی که شمع با همه شور و شوقش، با پروانه زندگی میکند.
هوش مصنوعی: از صحبتهای آشنا دوری کن، زیرا در جایی که معشوقان مقدس وجود دارند، این فضا و محیط باعث میشود که با مردم ناآشنا سازگاری پیدا کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هوای کوی او آوارهام از خانه میسازد
فسون او پدر را از پسر بیگانه میسازد
صلاحم عشق شد کفرم یقین انکار ایمانم
محبت کعبه ویران میکند بتخانه میسازد
قلم در اختیار اوست من چون نقش موهومم
[...]
خرد، دارالشفا و جهل، محنتخانه میسازد
خراب مستیام، کاین هردو را ویرانه میسازد
چنان شایستهٔ عشقم که بعد از سوختن، گردون
ز خاکم بلبل، از خاکسترم پروانه میسازد
دو روزی یاریت گشتم، مذاقم بیحلاوت شد
[...]
فرنگیطلعتی کز دین مرا بیگانه میسازد
اگر در کعبه رو میآورد بتخانه میسازد
گهر بخشند مردان در عوض سنگ ملامت را
به پیری میرسد طفلی که با دیوانه میسازد
چراغ حسن را دست دعا فانوس میگردد
[...]
دلم را صبحدم آواز نی دیوانه میسازد
مرا این صوت خوش، از خویشتن بیگانه میسازد
هوای او فلاطون را زخود بیگانه می سازد
نگه را نوبهار جلوه اش دیوانه می سازد
من آن مجنون عنقا جلوه ام کز غایت وحشت
برون از تنگنای آب و گل کاشانه می سازد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.