سنبل زلف تو خط بر سنبل تر میکشد
سرو قدت حلقه در گوش صنوبر میکشد
کعبه دردیکشان باشد مقامی کز شرف
بهر تعمیرش، خم می خشت بر سر میکشد
کم مبادا از سر ما سایه داغ جنون
کی سر شوریدهحالان ننگ افسر میکشد؟
شرمسار دیدهام شبها که از پهلوی او
آسمان از دامنم تا روز اختر میکشد
بار دیگر سوی دل بین تا شود کارش تمام
نیمبسمل انتظار زخم دیگر میکشد
من که در بزم تو راهم نیست بیهوشم چنین
حال دل چون است کز دست تو ساغر میکشد
بستر راحت نمیدانم که از گردون که خواست؟
اینقدر دانم که شب تا روز اخگر میکشد
سربلندی میکند اشکم به یاد قامتت
خویش را شبها ازان بر چشم اختر میکشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و احساسات عمیق عاشق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند "سنبل زلف"، "سرو قد" و "خمار آسمان"، به ستایش زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و نشان میدهد که عشق و دلتنگی او چقدر عمیق و شدید است. او همچنین به حالاتی چون جنون، انتظار و شرمساری در عشق اشاره میکند و به نوعی تضاد بین خوشی و درد ناشی از عشق را نشان میدهد. در نهایت، شاعر با گریه و اشک در یاد معشوق زندگی میکند و تصریح میکند که این احساسات لحظهای از زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: زلفت مانند گل سنبل، خطوطی زیبا بر روی سنبل تازه میکشد و قامت زیبایت، همچون حلقهای در گوش درخت صنوبر میافتد.
هوش مصنوعی: کعبه محلی است برای دلسوختگان و بیماران روحی که برای بزرگداشت آن، حتی خشتها با عزت و احترام بر سر یکدیگر مینهند تا تعمیر شود.
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که از وجود ما سایهای از جنون کاهش یابد، زیرا فقط افراد دیوانه و مجنونند که در اوج شگفتی خود، بر افراشتن پرچم و نشانههای فخر میکوشند.
هوش مصنوعی: شبها به خاطر عشق و احساساتی که دارم، احساس خجالت میکنم که چگونه آسمان را به خاطر او و وجودش در کنارم به تصویر میکشم. در واقع، این احساس به قدری عمیق است که از شب تا روز مانند ستارهای درخشان در زندگیام جلوهگر است.
هوش مصنوعی: دوباره به قلب خود نظر کن تا کارش به پایان برسد. آن نیمهجان که در انتظار آسیب دیگری است، همچنان درد میکشد.
هوش مصنوعی: من که در مهمانی تو نیستم و در حالتی خوابآلود هستم، حال دلم اینگونه است که انگار به خاطر تو دمی از مینوشم.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کسی از آسمان خواسته که من در راحتی زندگی کنم. فقط میدانم که شب و روز، زندگیام پر از سختی و درد است.
هوش مصنوعی: اشکم به یاد تو در شبها به قد و قامتت میبازد و خود را در مقابل ستارهها درخشان میسازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در سر مردان غم عشق تو معجر میکشد
زاهدان را در خرابات قلندر میکشد
هشت راه از کعبه وصل تو تا زر میرود
چار حد از خامه عشق تو تا سر میکشد
نیک بر سنجم تو را چون زر کنی احوال آنک
[...]
ترک من بر سطح مه خطی مدور میکشد
دور بادا چشم بد الحق که در خور میکشد
مینهد بر سبزه پرچین گرد گل گویی مگر
در خم قوس قزح خورشید خاور میکشد
خط سبزش را توان گفتن که خضر دیگرست
[...]
ماه روز افزون من چون مهر خنجر میکشد
میخورم سهمی که ابرو چون کمان در میکشد
صید لاغر گشتهام آن ترک تیر انداز را
وز سیه چشمی کمان بر صید لاغر میکشد
دو به دو چشمان او می میخورند از خون دل
[...]
حبذا مستی که در میخانه ساغر میکشد
نقد جان از نفی و از اثبات بر سر میکشد
نیست مثل او بخم و ساغر و جام و شراب
باده جان بخش چون از لعل دلبر میکشد
فیض اقدس باشد این گر ذات فایض میشود
[...]
عشق یکسان ناز درویش و توانگر میکشد
این ترازو سنگ و گوهر را برابر میکشد
آفتاب روز محشر بیشتر میسوزدش
هرکه اینجا درد و داغ عشق کمتر میکشد
تا به کام دل کند جولان سپند شوخ ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.