گنجور

 
قدسی مشهدی

سنبل زلف تو خط بر سنبل تر می‌کشد

سرو قدت حلقه در گوش صنوبر می‌کشد

کعبه دردی‌کشان باشد مقامی کز شرف

بهر تعمیرش، خم می خشت بر سر می‌کشد

کم مبادا از سر ما سایه داغ جنون

کی سر شوریده‌حالان ننگ افسر می‌کشد؟

شرمسار دیده‌ام شبها که از پهلوی او

آسمان از دامنم تا روز اختر می‌کشد

بار دیگر سوی دل بین تا شود کارش تمام

نیم‌بسمل انتظار زخم دیگر می‌کشد

من که در بزم تو راهم نیست بیهوشم چنین

حال دل چون است کز دست تو ساغر می‌کشد

بستر راحت نمی‌دانم که از گردون که خواست؟

اینقدر دانم که شب تا روز اخگر می‌کشد

سربلندی می‌کند اشکم به یاد قامتت

خویش را شب‌ها ازان بر چشم اختر می‌کشد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اثیر اخسیکتی

در سر مردان غم عشق تو معجر می‌کشد

زاهدان را در خرابات قلندر می‌کشد

هشت راه از کعبه وصل تو تا زر می‌رود

چار حد از خامه عشق تو تا سر می‌کشد

نیک بر سنجم تو را چون زر کنی احوال آنک

[...]

ابن یمین

ترک من بر سطح مه خطی مدور می‌کشد

دور بادا چشم بد الحق که در خور می‌کشد

می‌نهد بر سبزه پرچین گرد گل گویی مگر

در خم قوس قزح خورشید خاور می‌کشد

خط سبزش را توان گفتن که خضر دیگرست

[...]

ناصر بخارایی

ماه روز افزون من چون مهر خنجر می‌کشد

می‌خورم سهمی که ابرو چون کمان در می‌کشد

صید لاغر گشته‌ام آن ترک تیر انداز را

وز سیه چشمی کمان بر صید لاغر می‌کشد

دو به دو چشمان او می می‌خورند از خون دل

[...]

کوهی

حبذا مستی که در میخانه ساغر میکشد

نقد جان از نفی و از اثبات بر سر میکشد

نیست مثل او بخم و ساغر و جام و شراب

باده جان بخش چون از لعل دلبر میکشد

فیض اقدس باشد این گر ذات فایض میشود

[...]

صائب تبریزی

عشق یکسان ناز درویش و توانگر می‌کشد

این ترازو سنگ و گوهر را برابر می‌کشد

آفتاب روز محشر بیشتر می‌سوزدش

هرکه اینجا درد و داغ عشق کمتر می‌کشد

تا به کام دل کند جولان سپند شوخ ما

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه