هر لحظهام بتان به غمی آشنا کنند
ترسم که رفتهرفته مرا بیوفا کنند
آنها که خار دیده و گلگل شکفتهاند
گر ناوکی رسد ز تو دانی چهها کنند
کی با درازی شب هجران وفا کند
آن عمر هم که وعده به روز جزا کنند
داد از شب فراق که آخر نمیشود
صد روز محشرش گر از آخر جدا کنند
آیینه خواستی و ندانند عاشقان
چون دیده را به حیله در آیینه جا کنند
گویا که قبله ابروی بت شد که زاهدان
در هر نماز سجده شکری ادا کنند
در دامم اضطراب نه از بیم کشتن است
ترسم از آنکه صید زبون را رها کنند
تا نبود از شمار تماشاییان برون
خوبان به چشم آینه هم توتیا کنند
نشنیدهاند اجر شهیدان تیغ عشق
آنها که یاد چشمه آب بقا کنند
قومی که سر دریغ ز دشمن نداشتند
با دوستان مضایقه در جان کجا کنند
دست امید باز ندارم ز دامنت
پیراهن حیات مرا گر قبا کنند
داغم ازین زیان که چرا اهل کاروان
یوسف برند جانب مصر و رها کنند
شاید ز عیبجویی بیگانه وا رهم
کاش اندکی به عیب خودم آشنا کنند
قدسی مریض عشق کجا و شفا کجا
راضی مشو که درد دلت را دوا کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره درد و رنج ناشی از جدایی و هجران صحبت میکند. او از ترس اینکه محبوبش به او بیوفا شود، غمگین است و به یاد میآورد که کسانی که در عشق دچار مشکل هستند، قادرند به او آسیب برسانند. او از شبهای طولانی جدایی و مشکلات ناشی از آن نالان است و میگوید که عاشقان نمیدانند چطور به یکدیگر وفادار بمانند. همچنین، شاعر به حسرت و آرزوهای خود اشاره میکند و از آنچه در دل دارد، مانند درد عشق، ابراز نارضایتی میکند. او به این نکته نیز توجه دارد که در شرایط سخت، انسانها میتوانند به یکدیگر خیانت کنند و از هم دور شوند. در نهایت، شاعر خواهان شناخت عیوب خود و امید به بهبود حال خود در عشق است.
هوش مصنوعی: هر لحظه معشوقان با غم و اندوهی آشنایم میکنند و نگرانم که به تدریج وفاداری خود را نسبت به من از دست بدهند.
هوش مصنوعی: افرادی که در زندگی سختیها و مشکلات را تجربه کردهاند و به زیباییها دست یافتهاند، وقتی کمی از تو آسیب ببینند، نمیدانی چه کارها که نمیکنند.
هوش مصنوعی: کسی در طول شبهای طولانی جدایی وفاداری نشان نمیدهد، حتی اگر عمرش به وعده قیامت هم سپری شود.
هوش مصنوعی: شکایت از شب جدایی که به پایان نمیرسد، حتی اگر روزها به صد برسد، هیچ چیز نمیتواند این جدایی را کم کند.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقتی هستی و عاشقانی که به تو عشق میورزند، نمیدانند که چگونه میتوانند عشق و زیبایی را در چهرهی تو بازتاب دهند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد ابروی معشوق به قدری زیبا و جذاب شده که زاهدان (افرادی که به دنیای مادی بیاعتنا هستند) در هر نماز خود از شکرگزاری سجده میکنند. این بیان به زیبایی و تاثیرگذاری عشق اشاره دارد که حتی افراد پرهیزکار را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در تنگنای اضطراب قرار دارم، نه به خاطر ترس از کشته شدن، بلکه نگران این هستم که ممکن است مرا که در شرایط ضعف و Vulnerability به دام افتادهام، رها کنند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوبان از جمع تماشاگران خارج نشدهاند، حتی آینه نیز به آنها تماشا خواهد کرد.
هوش مصنوعی: کسی که یاد و خاطرهی شهیدان را زنده نگه دارد، پاداش عظیمی دریافت خواهد کرد، زیرا عشق و فدای آنها هرگز فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: مردمی که در مقابل دشمن خود هیچ گونه تردیدی ندارند، چگونه میتوانند در برابر دوستان خود از جان خود کوتاهی کنند؟
هوش مصنوعی: هرگز دست امیدم را از دامن تو که مایهی زندگی من هست، باز نخواهم داشت؛ حتی اگر مرا در لباس خودت بپوشانی.
هوش مصنوعی: من از این کینه و غم به سوگ نشستهام که چرا کسانی که با کاروان یوسف هستند، به سوی مصر میروند و مرا تنها و در عذاب رها میکنند.
هوش مصنوعی: شاید به خاطر انتقادهای دیگران از من، کمی خودم را بشناسم و متوجه عیبهایم بشوم.
هوش مصنوعی: عاشق قدسی در عشق دچاره، نه درمانی برای درد او وجود دارد و نه میتوان به راحتی انتظار داشت که کسی بتواند غم او را برطرف کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پیشوای شرع که ایناء روزگار
از بهر دفع ظلم بتو النجا کنند
ارباب فضل ملتزم منّتی شوند
در خدمت تو گر بمثل جان فدا کنند
احوال روزگار از آن شد که بعد ازین
[...]
آنجا که وصف گیری آن دلربا کنند
از مشک اگر کنند حدیثی خطا کنند
گر کام اوست ریختن خون عاشقان
آن به که کامش از دل شیدا روا کنند
بیهوده رنج میبرد از دست ما طبیب
[...]
درد دل مرا چو اطبا دوا کنند
درمان درد ما لب لعل شما کنند
بیچارگان شوق که بینند روی او
این بس بود ز دور که او را دعا کنند
شاهان چو در گذار ببینند خسته ای
[...]
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند
دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی
باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ درنمیکشد
[...]
آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
جانها به جای جامه به بویش قبا کنند
آنان که یافتند اثر کیمیای «فضل »
مس را به التفات نظر کیمیا کنند
ای خسته ای که بی خبر از درد دوستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.