محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سود
سر به پای شعله نه چون شمع، از زانو چه سود
وصل شیرین کی به زور آید به دست کوهکن
قوت طالع بخواه از قوت بازو چه سود
زلف لیلی صید دلهای پریشان میکند
این که مجنون میکند بر سر پریشان مو چه سود
اجتماع میکشان بی طره ساقی مباد
حلقه مستان جدا زان حلقه گیسو چه سود
زخم قدسی کی فریب مرهم راحت خورد؟
عاشقان را درد مطلوب است از دارو چه سود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره بیفایده بودن برخی تلاشها و آرزوهاست. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دل درد و عشق، نمیتوان با زور و قدرت به وصل رسید و باید به دست سرنوشت و تقدیر اعتماد کرد. همچنین، زیباییهای ظاهری مانند موهای لیلی یا میکشانی که با ساقی در ارتباطند، نمیتوانند احساسات عمیق عاشقانه را برآورده کنند. در نهایت، شاعر به تناقض بین درد و درمان اشاره میکند و میگوید که عاشقان بیشتر به درد خود دلبستهاند تا به درمان آن.
هوش مصنوعی: در جمعی که پر از درد و رنج است، بودن در شهر و کوچه فایدهای ندارد. مانند شمعی که در شعله میسوزد، اگر فقط زانو زده باشی، هیچ بهرهای نخواهی برد.
هوش مصنوعی: وصل شیرین (اتحاد یا نزدیکی دلپذیر) را نمیتوان به زور به دست آورد. اگر کوهکن (کسی که به نوک کوه میرود) بخواهد از قدرت سرنوشت استفاده کند، باید بداند که از قوت بازوی خودش هیچ فایدهای نمیبرد.
هوش مصنوعی: زلفهای لیلی دلهای دلباخته را به دام میاندازد. اما این که مجنون به خاطر آن زلفهای پریشان خود را به دردسر میاندازد، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و مستان، بدون موهای بلند ساقی، نباید این حلقه از یکدیگر جدا شود. جدا شدن از حلقه گیسو هیچ فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: زخمی که به خاطر عشق و معنویت است، هیچگاه با مرهم آسایش درمان نمیشود. عاشقان واقعی، به عشق و درد خود اهمیت میدهند و از دارو و درمانی که آرامش میآورد چندان سودی نمیبرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.