گنجور

 
قدسی مشهدی

نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد

باز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد

طفلی بود که خون دلم خورده جای شیر

هر قطره اشک کز مژه خون‌فشان فتاد

غوغای رستخیز برآمد ز هر طرف

چشمت مگر به نیم‌نگه در زمان فتاد؟

در دیده‌ام خیال تو هرچند سیر کرد

هرجا نظر فکند بر آب روان فتاد

آگه ز حال غرقه به خونان نه‌ای، ای رفیق

کشتی ز موج‌خیز غمت بر کران فتاد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خاقانی

آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد

شوری ز کبریای تو در آسمان فتاد

دل در سرای وصل تو یک گام درنهاد

برداشت گام دیگر و بر آستان فتاد

بر شاه‌راه سینهٔ من سوز عشق تو

[...]

محتشم کاشانی

بر حربگاه چون رهِ آن کاروان فتاد

شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهویی، از دشت پا کشید

[...]

نظیری نیشابوری

دوش آن زمان که تیر شهاب از کمان فتاد

ما را ستاره خلف از آسمان فتاد

همچون هلال عید طلوع و غروب کرد

فرزند من به طالع من هم قران فتاد

دردانه ام که جا به کنار کسی نکرد

[...]

صفایی جندقی

نالید آنقدر که زبان از فغان فتاد

یا خود فغان ز بی اثری از زبان فتاد

در رسم این رزیه قلم را بنان شکست

یا خود بنان ز فرط قصور از زبان فتاد

رخت از جهان کشید برون عیش ایمنی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صفایی جندقی
غروی اصفهانی

در ناکسان چه قافلۀ بیکسان فتاد

یک بوستان ز لاله بدست خسان فتاد

یک رشتۀ ز درّ یتیم گران بها

در دست ظلم سنگدلان، رایگان فتاد

یک حلقه ای ز منطقۀ چرخ معدلت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه