گنجور

شمارهٔ ۱۷۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

هرگزم دیده چنین مایل دیدار نبود

شوق تا بود، به این گرمی بازار نبود

بود بسیارم ازین پیش ضرورت، اما

هرگزم عشق چو این مرتبه در کار نبود

برو ای عقل و مشو مانع رسوایی من

عشق کی بود که افسانه بازار نبود؟

عشقم آورد درین دایره روزی که هنوز

بر زبان‌ها سخن از نقطه و پرگار نبود

شوقم آن روز کهن بود که در کعبه و دیر

هیچ‌کس را خبر از سبحه و زنار نبود

از ازل گرد هوس بر دل قدسی ننشست

هرگز این آینه سیلی‌خور زنگار نبود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام