گنجور

شمارهٔ ۱۶۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن می‌کند

روزنش در خانه، کار چشم دشمن می‌کند

تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد

آستین بر آتش من کار دامن می‌کند

کاش در میخانه هم خالی کند پیمانه‌ای

آنکه قندیل حرم را پر ز روغن می‌کند

باد اگر بر سایه دیوار گلشن می‌وزد

بلبل از کنج قفس بنیاد شیون می‌کند

می‌کند خار گل ناچیده از دستم برون

تنگ چشمی بین که با من چشم سوزن می‌کند

خانه‌ام می‌سوزد و همسایه‌ام آگاه نیست

ای خوش آن آتش که دودش میل روزن می‌کند

حرف صلح کل زند قدسی عجب دیوانه‌ایست

عالمی را بی‌سبب با خویش دشمن می‌کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام